برگردان به زبان ساده
میکشم می هر سحر با میپرست تازهای
باده بخشد نشئه دیگر ز دست تازهای
هوش مصنوعی: هر صبح با شوق و عشق به می نوشی میکشم و از او تقاضای شراب تازهای میکنم که تجربهای نو از سرمستی و شادی به من بدهد.
کاکل مشکین به دوش افگنده پیدا شد ز دور
در صف دلها پدید آمد شکست تازهای
هوش مصنوعی: مویی سیاه و زیبا بر دوش انداخته بود و از دور نمایان شد. در دلها صفی تشکیل شد و نشانهای جدید از شگفتی و عشق به وجود آمد.
همچو نرگس در چمن ساغر به دست ایستادهام
آرزو دارم که بینم چشم مست تازهای
هوش مصنوعی: مانند گل نرگس در میان چمن، ساغر را در دست دارم و آرزو میکنم که چشمان خمار و دلربای تازهای را ببینم.
پنجه خود را نگارین کرده آمد بر سرم
این ستمگر باز پیدا کرد دست تازهای
هوش مصنوعی: دست ستمگر با زیبایی و زینت بر سرم آمده و نشان از قدرت و تسلط جدیدش دارد.
سیدا از سبحه بر کف دی برهمن دید و گفت
بر در بتخانه آمد بتپرست تازهای
هوش مصنوعی: سیدا در شب مشخصی، شخصی را با تسبیحی در دست دید که در کنار معبد بتها ایستاده بود و با خود گفت که فرد جدیدی به جمع بتپرستان پیوسته است.