برگردان به زبان ساده
از شکایت دل نمیسازد ز ما اندیشهای
آشنای ما بود یار ملامتپیشهای
هوش مصنوعی: دل ما از شکایت نمیسازد، یعنی دل ما به خاطر شکایت آرام نمیگیرد. این حالتی که داریم، به خاطر آشنایی با یاری است که همیشه ما را ملامت میکند.
پادشاهی کو ز ملک خود نمیگیرد خبر
مرده شیری بود افتاده دور از بیشهای
هوش مصنوعی: پادشاهی که از وضعیت و خبرهای کشور خود خبر ندارد، مثل شیر جوانی است که از جنگل دور افتاده و بیخبر است.
میروم امروز از میخانه با چشم پر آب
تا چرا در پای خم خالی نکردم شیشهای
هوش مصنوعی: امروز از میخانه با چشمان اشکبار بیرون میروم و فکر میکنم چرا در پای این خم (پیوستگی) شیشهای را خالی نکردم.
پایداری در ستون قصر دولت بیتهیت
برنیاید چست در نخلی که نبود ریشهای
هوش مصنوعی: استواری و مقاومت در قدرتی که پایدار نیست، ممکن نمیشود مانند درخت نخی که ریشهای ندارد.
بر دعای خیر روح رفتگان را شاد کن
خاکساران را نباشد جز گدایی پیشهای
هوش مصنوعی: برای روح درگذشتگان دعا کن و آنها را شاد کن، زیرا خاکنشینان (آدمهای عادی) جز begging و گدایی راه دیگری ندارند.
میدهد کلکم ز فیض عالم بالا خبر
در سخن چون خامه من نیست دور اندیشهای
هوش مصنوعی: همه شما به لطف و برکت عالم بالا خبر دارید، اما در سخن گفتن، مانند من قلم به دست نیستید و دور از فکر و اندیشه هستید.
سیدا چون کوهکن دارم به جان کندن سری
کار خود را میکنم آخر به پشت تیشهای
هوش مصنوعی: من به اندازهی یک کوهکن با سختی و تلاش، تمام توانم را به کار میبرم و در آخر با یک تیشه در دست، احساس میکنم کارم را انجام دادهام.