برگردان به زبان ساده
چهره افروخته از باده ناب آمدهای
بهر پرسیدن دلهای کباب آمدهای
هوش مصنوعی: با چهرهای خرامان و درخشان از شراب ناب آمدهای تا از احوال دلهای سوخته و غمگین بپرسی.
در دل ای توبهشکن قصد هلاکم داری
بر کمر تیغ به کف جام شراب آمدهای
هوش مصنوعی: در دل تو، ای کسی که پیمان توبه را شکستهای، قصد داری مرا از پا درآوری. با چاقوی تیز بر کمر و جام شراب در دست، به سراغ من آمدهای.
دوش در کلبهام آتش زده رفتی چون برق
باز از بهر چه ای خانهخراب آمدهای
هوش مصنوعی: دیشب در کلبهام آتش سوزاندهای و رفتهای، اکنون به چه دلیلی دوباره به این خانه ویران آمدهای؟
ای بهار چمنآرا چه شنیدی از من
عرقآلوده چو شبنم به شتاب آمدهای
هوش مصنوعی: ای بهار، که چمن را زیبایی میبخشی، چه چیزی از من شنیدهای که به سرعت، مانند شبنم، عرقآلود به اینجا آمدهای؟
میرسی از سفر و خط مبارک داری
جان فدایت که رسولی به کتاب آمدهای
هوش مصنوعی: تو از سفر برمیگردی و خط زیبایت را آوردهای. جانم فدای تو شود که تو به منزلهی پیامی از سوی خدا آمدهای.
میرود هر طرف از شوق چو موج آغوشم
تا تو ای سرو روان از لب آب آمدهای
هوش مصنوعی: هر طرفی که میچرخم و شوق دارم، مثل موجی که در آغوش دریا است، من هم سرشار از شادیام. تو ای سرو زیبای روح، از کنار آب به سمت من آمدهای.
سیدا تازه دماغ است ز استقبالت
بس که چون شیشه لبالب ز گلاب آمدهای
هوش مصنوعی: سیدا در چهرهاش خوشبو و شاداب به نظر میرسد، چون به خاطر استقبال تو، مانند شیشهای پر از گلاب، پر از سرزندگی و خوشحالی شده است.