برگردان به زبان ساده
چهره افروخته همچون گل باغ آمدهای
ساغر باده به کف تازه دماغ آمدهای
هوش مصنوعی: تو با چهرهای درخشان و زیبا مانند گلهای باغ به اینجا آمدهای و با ساغری از شراب در دست، نشان از طراوت و تازگی روح خود داری.
چه کنم تا به لبت راه سخن بکشایم
تو که محجوبتر از غنچه باغ آمدهای
هوش مصنوعی: چه اقدامی باید انجام دهم تا بتوانم زبانت را برای صحبت کردن باز کنم، تو که از غنچه باغ نیز بیشتر خود را پنهان کردهای؟
لالهزاری که دلم داشت خزان ساختهای
بهر غارتگریی گلشن داغ آمدهای
هوش مصنوعی: دل من مانند لالهزاری پر از زیباییها و شادیها بود، اما حالا به خاطر تو که آمدهای تا آن را خراب کنی، به پاییزی غمگین تبدیل شده است.
گشتهای برق و به پروانهام آتش زدهای
تند بادی شده بر قصد چراغ آمدهای
هوش مصنوعی: تو مانند برقی شدهای و با شدت به پروانهام آتش زدهای، مثل بادی که به سمت روشنایی چراغ آمده است.
بلبل و فاخته را در قفس انداختهای
تا تو ای سرو گلاندام به باغ آمدهای
هوش مصنوعی: بلبل و فاخته را در قفس نگه داشتهای تا تو ای زیبا با قدی بلند، به باغ بیایی.
تیغ خونین به میان سوده الماس به مشت
زدهای زخم و به دل پرسی داغ آمدهای
هوش مصنوعی: شما با یک شمشیر خونین به میدان آمدهاید و الماس را در دستان خود فشردهاید. زخم و درد را در دل خود حمل میکنید و از آن رنج میبرید.
سیدا بر سر اقبال خود از بخت سیاه
سایه انداخته همچون پر زاغ آمدهای
هوش مصنوعی: عزیزم، تو همچون پرندهای سیاه به سرنوشت خود مینگری و برآمدن شانس بدی که داری، دراین دنیای پر از مشکلات سایهای انداختهای.