برگردان به زبان ساده
نوخط من ز سفر تا به وطن آمدهای
سرمه چشمی و در دیده من آمدهای
هوش مصنوعی: خط زیبای تو از سفر به خانه رسیده است و تو مانند سرمهای در چشمان من جلوهگری.
زلف شبرنگ تو دل برده ز سوداگر مشک
رفتهای جانب هند و ز ختن آمدهای
هوش مصنوعی: موهای تیره و زیبای تو دل را از سوداگرانی که مشکهای خود را به سمت هند میبردند، ربوده است و تو از سرزمین ختن آمدهای.
قامت سرو خطت سبزه و رخسار تو گل
چشم بد دور که چون صحن چمن آمدهای
هوش مصنوعی: تو بلند و زیبا هستی، به طوری که مانند سرو و سبزه در طبیعت میدرخشی. چهرهات مانند گل است و زیباییات چنان است که هر کسی را میفریبد. تو به شکلی وارد دلم شدهای که همچون گلی در باغ زیباست.
در سر بادهکشان مغز پریشان شده است
تا تو در بزم من ای پستهدهن آمدهای
هوش مصنوعی: در سر ما که مستی میجوشد و عقل و فکر پریشان شده، تو برای شرکت در جشن و سرور من با آن لبان شاداب و زیبا آمدهای.
ساکنان چمن از باغ گریزان شدهاند
بهر غارتگری سرو سمن آمدهای
هوش مصنوعی: ساکنان چمن به خاطر دزدی و غارت، از باغ دور شدهاند و در این میان، درخت سرو و گل سمن برای شکار آنها آمدهاند.
نافه را سرمه چشم سیهت سوخته است
زده آتش به غزالان ختن آمدهای
هوش مصنوعی: چشم سیاه تو مانند سرمه است و زیباییاش به قدری خیرهکننده است که همه چیز را به آتش کشیده است. تو با این زیبایی به سرزمین غزالان ختن آمدهای.
کلبهام از رخت ای ماه چراغان شده است
تا به دل پرسی پروانه من آمدهای
هوش مصنوعی: کلبهام به خاطر حضور تو، ای ماه، نورانی شده است و حالا پروانهای که در دل من است به سراغت آمده است.
گفته بودی به تو پیمان روم و تازه کنم
بر سر عهد خود ای عهدشکن آمدهای
هوش مصنوعی: تو به من قول داده بودی که به وعدهات وفا کنی و دوباره نسبت به عهدی که با من داشتی، پایبند باشی، اما اکنون به عنوان یک عهدشکن به سراغ من آمدهای.
طوطیان بر ورق آیینه تحریر کنند
سیدا همچو قلم تا به سخن آمدهای
هوش مصنوعی: پرندگان زیبا بر روی صفحهی آیینه نوشتهاند، ای سید، مانند قلمی که در سخن آمدهای.