برگردان به زبان ساده
آمده بهار و نشاء و نمای زمانه کو
بر شاخ گل رواج به بلبل ترانه کو
هوش مصنوعی: بهار فرا رسیده و نشانههای آن در طبیعت نمایان شده است. درختان گل به بار نشستهاند و بلبل هم با آوازش این زیباییها را جشن میگیرد.
خم بی دماغ و شیشه تهی سرنگون قدح
با ساکنان میکده اسباب خانه کو
هوش مصنوعی: در این بیت، شاعر به توصیف جایی میپردازد که در آن، وزش ریا و دروغ حاکم است. او با استفاده از تصاویر، میگوید که در میخانه، ظروف خالی و نوشیدنیهای بیکیفیت وجود دارد. همچنین، او به حال ساکنان میخانه اشاره میکند که در این فضا، حیاتشان برای ساماندهی و زندگی کردن به نفع خودشان نیست. به طور کلی، این شعر به توصیف فضایی میپردازد که بیارزشی و کسالت dominates آن است.
از ناقه بلبلان به گلستان گداختند
ای باغبان به مرغ چمن آب و دانه کو
هوش مصنوعی: پرندگان نغمهخوان به باغ سرسبز آمدند، ای باغبان، چرا به پرندههای چمن آب و دانه نمیدهی؟
سرو از هجوم زاغ و زغن گشت پایمال
ای قمریی غریب تو را آشیانه کو
هوش مصنوعی: سرو به خاطر حمله زاغها و زغنها آسیبدیده و له شده است. ای قمری غریب، کجا میتوانی آشیانهات را پیدا کنی؟
بر لوح خاک پادشهان این نوشته اند
ای آنکه بود بر سر تو شامیانه کو
هوش مصنوعی: بر روی زمین، پادشاهان این جمله را نوشتهاند: ای کسی که بر سرت دلقکی نشسته، بشنو که چه بر سر تو آمده است.
از آه بی اثر چو نفس سینه ها پر است
ترکش لبالب است ز تیر و نشانه کو
هوش مصنوعی: زاری بیفایده چون نفسها را پر کرده است، و دلها از تیر و نشانه پر شدهاند.
فیضی که بود بر در ارباب جود رفت
سرها که فرش بود در این آستانه کو
هوش مصنوعی: بخشی از نعمت و برکت که از دست خداوند مهربان به بندگانش میرسد، باعث شده تا همه سرها در مقابل این مقام عظیم خضوع کنند و به سجده بیفتند، همانطور که فرش زیر پا برای احترام و ارادت است.
بر خون یکدیگر همه خلق تشنه اند
رحمی که بود در دل اهل زمانه کو
هوش مصنوعی: همه انسانها به خون یکدیگر چشم دوختهاند، اما جایی برای رحم و شفقت در دل مردم این زمان وجود ندارد.
دل گرمی سمندر و پروانه را نماند
بر شمع سرکشی و در آتش زبانه کو
هوش مصنوعی: دل سمندر و پروانه دیگر طاقت نمیآورد که بر شمع آتشین بجنگند و در آتش سوخته شوند.
باد صبا ز طره سنبل کشیده دست
کاکل بیجا و بر کف مشاطه شانه کو
هوش مصنوعی: باد صبا از میان موهای سنبل بگذرد و دستش را به سمت کاکل غیرمناسب و بر دستان آرایشگر شانه بزند.
ای سیدا به روی جوانان حیا نماند
در چشم بوالهوس نگه عاشقانه کو
هوش مصنوعی: ای بزرگوار، در چهره جوانان حیا و شرم باقی نمانده است و در نگاه عاشقانهی آنها، نشانهای از عشق و محبت دیده نمیشود.