برگردان به زبان ساده
آمد بهار و رونق گلهای باغ کو
بر سبزه ها طراوت و بر لاله داغ کو
هوش مصنوعی: بهار آمد و گلهای باغ شکفتند، حالا کجا هستند سبزههای تازه و لالههای سرخ و زیبا؟
مرغان کشیده اند سر خود به زیر بال
بر سیر باغ بلبل ما را دماغ کو
هوش مصنوعی: پرندگان سرهای خود را زیر بالشان پنهان کردهاند، در حالی که بلبل ما به شدت در باغ پرسه میزند. چه کسی از حال او خبر دارد؟
از قمریان به گوش صدایی نمی رسد
فریاد عندلیب و نواهای زاغ کو
هوش مصنوعی: در اینجا به این موضوع اشاره شده که از پرندههای قمر و بلبل صدایی به گوش نمیرسد و در عوض، صدای زاغ و نغمههایش به گوش میرسد. این بیان نشاندهندهی غیبت برخی صداهای زیبا و دلنشین است و بر تنهایی و سکوت در فضایی که باید پر از آواز و شادابی باشد، تأکید میکند.
ای باغبان چرا به چمن پا نمی نهی
خاری که بود بر سر دیوار باغ کو
هوش مصنوعی: ای باغبان، چرا به باغ نمیمانی؟ آن خار که بر دیوار باغ قرار دارد، چی میشود؟
جز یک نفس نشاط جهان را مدار نیست
پروانه رفت صبح دمید و چراغ کو
هوش مصنوعی: جز یک نفس، نشاط و شادابی دنیا به چیزی وابسته نیست. پروانه به شکل نمادین، صبح را در برههای از زمان شروع میکند و در نتیجه چراغ را خاموش میکند.
ای گلفروش غنچه صفت گشته یی خموش
گل کرد زخم خار و زبان سراغ کو
هوش مصنوعی: ای فروشنده گل، تو که مانند غنچه خاموش شدهای، گل به خاطر زخمهای خار شکستهای و حالا زبانت دنبال کجاست؟
بیهوده سیدا چه کشی منت از طبیب
امروز مرهمی که خورد خون داغ کو
هوش مصنوعی: چرا بیهوده از پزشک انتظار کمک داری در حالی که امروز درمانی که بتواند درد عمیق تو را تسکین دهد در دسترس نیست؟