برگردان به زبان ساده
شبی ای شمع در آغوش ما جا می توان کردن
چو گل در گلشن ما سینه را وا می توان کردن
هوش مصنوعی: شبها میتوانیم در آغوش یکدیگر مانند شمع قرار بگیریم و سینهامان را مانند گلی در باغ باز کنیم.
چرا یک ره نظر بر عالم ای نوخط نمی سازی
بهار آمد گلستان را تماشا می توان کردن
هوش مصنوعی: چرا ای تازهنقش، به دنیا توجه نمیکنی؟ بهار آمده و میتوانی از زیباییهای گلستان لذت ببری.
دکان واکرده در بازار محتاج خریداریم
متاع کم بها داریم و سودا می توان کردن
هوش مصنوعی: در این بازار، ما فروشگاهی راه انداختهایم و به خریدارانی نیاز داریم. کالاهایمان ارزان است و میتوانیم معامله کنیم.
ز جوی شیر آمد رخنه ها در بیستون پیدا
به نرمی کوه را از جای بیجا می توان کردن
هوش مصنوعی: از جریان شیر در دشت بیستون، آثار و نشانههایی به وضوح نمایان میشود. به آرامی میتوان کوه را از جای خود به حرکت درآورد.
قدح را تا کی ای ساقی نهان در آستین داری
گهی سوی حریفان دست بالا میتوان کردن
هوش مصنوعی: ای ساقی! تا کی میخواهی جام را در آستین خود پنهان کنی؟ گاهی هم میتوانی دستت را به سوی دوستان بلند کنی و به آنان بنوشانی.
در گلزار را ای باغبان تا چند بربندی
به حال عندلیبان گاه پروا میتوان کردن
هوش مصنوعی: باغبان، چرا همچنان در گلزار را میبندی و اجازه نمیدهی که پرندگان آزادانه پرواز کنند؟ گاهی باید به حال آنانی که در این باغ زندگی میکنند، فکر کنی و به آنها آزادی بدهی.
باشک سرخ و رنگ کهربای سیدا بنگر
لبالب دامن از گلهای رعنا میتوان کردن
هوش مصنوعی: با دقت به زیباییهای سیدا و دامن پر از گلهای شاداب او نگاه کن.