برگردان به زبان ساده
اگر یک دم شود خالی ز موج می سبوی من
نفس چون حلقه های دام پیچد بر گلوی من
هوش مصنوعی: اگر لحظهای سبوی من از شراب خالی باشد، نفس من مانند حلقههای دام دور گردنم میپیچد.
هوای کوچه گردی نیست فرزند مرا بر سر
نمی آید به بیرون از حریم غنچه بوی من
هوش مصنوعی: فرزندم، حال و هوای گشت و گذار در کوچهها برای من مناسب نیست و نمیتوانم از محیط امن و دلنشین خود بیرون بیایم. بوی من تنها در حریم خودم وجود دارد.
مرا یک ره نمی آید به بر سرو روان او
ثمر هرگز نمی بندد نهال آرزوی من
هوش مصنوعی: هیچ راهی به سوی او برای من وجود ندارد و درخت آرزوهای من هیچگاه ثمر نخواهد داد.
دهد با تشنگان آب خدایی ساغر خشکم
شوند آسوده خلق از سایه نخل کدوی من
هوش مصنوعی: خداوند با تشنگان آب میدهد و ساغر خشک من را پر میکند. مردم در سایه درخت کدویم آرامش مییابند.
ز خود رم خورده در دام فریب کس نمی افتد
مشو ای گردباد آشفته بهر جستجوی من
هوش مصنوعی: کسی که از خود بیخود شده، در دام فریب نمیافتد. پس ای گردباد آشفته، برای جستجوی من تلاش نکن.
گل رعنا برد رشک خزان و نوبهارم را
نمی سازد ز یکدیگر جدایی رنگ و بوی من
هوش مصنوعی: گل زیبا موجب حسادت فصل خزانه و بهار من شده است و این جدایی رنگ و بوی من را نمیسازد.
ز صحبت دست شستم روی تا در خلوت آوردم
طهارت می کنند این قوم با آب وضوی من
هوش مصنوعی: از حرف زدن با دیگران دست کشیدم تا در تنهاییام پاکی و طهارت بیابم، ولی این افراد با آب وضوی من و بدون درک عمیق، پاکیزگی میکنند.
زبان خامه ام ای سیدا تا شعله افشان شد
به خود چون موی آتشدیده می پیچد عدوی من
هوش مصنوعی: بدان ای آقا، زمانی که قلم من به حرکت درآمد و شعلهور شد، مانند مویی که در آتش پیچیده شده، نالهها و دلتنگیهایم به خودم میپیچد.