برگردان به زبان ساده
کرده ام بالین آسایش ز دست خویشتن
خفته ام در سایه دیوار بست خویشتن
هوش مصنوعی: من به خاطر خودم آرامش را از دست دادهام و در زیر سایه دیوار زندانی خودم خوابیدهام.
تا به کی ای پسته مغزم را پریشان می کنی
رفته ام من هم به سودای شکست خویشتن
هوش مصنوعی: تا کی میخواهی سرم را به هم بریزی؟ من نیز به دنبال رسیدن به هدفی هستم که میدانم به شکست من میانجامد.
ساقی ایام مهیا کرده جام انتقام
تکیه ای نرگس مکن بر چشم مست خویشتن
هوش مصنوعی: ای ساقی، زمان را برای انتقام آماده کردهام. مبادا بر چشمهای مست خود تکیه کنی و غافل شوی.
پنجه بر رو می زدم زین پیش طفل توبه را
می گزم چون غنچه اکنون پشت دست خویشتن
هوش مصنوعی: در گذشته، به خودم آسیب میزدم و توبه میکردم مانند یک کودک، اما اکنون مانند غنچهای که میشکفد، نمیگذارم که به خود آسیب بزنم و دست خود را نسبت به گذشته میگیرم.
می روم زین بحر آخر سیدا با دست خشک
غیر مأیوسی نمی بینم به پشت خویشتن
هوش مصنوعی: من از این دریا به سوی مقصد خود میروم و با دستانی خشک و بیتوجه به ناامیدی، پشت سرم را نمینگرم.