برگردان به زبان ساده
به دستم کرد گل تا داغهای آتشین من
ز جوش بلبلان گرداب خون شد آستین من
هوش مصنوعی: گل در دستانم گذاشت تا زخمهای سوزان من، بر اثر شوق بلبلان، آستینم را به خون آغشته کرد.
دلم از سوختن خود را دمی فارغ نمی دارد
کباب شعله خوبان است داغ دلنشین من
هوش مصنوعی: دل من حتی برای لحظهای نمیتواند از سوختن خود فارغ شود، زیرا شعلههای محبت خوبان مانند کباب، برای من داغ و دلنشین است.
ز فکر زلف او از بسکه روز تیره یی دارم
کند تکلیف هندم بخت خاکسترنشین من
هوش مصنوعی: به خاطر فکر و خیال زلف او، چون روزهایم معمولاً تیره و غمگین است، وضعیت من را به گونهای روی زمین نشانده که همچون خاکستری بیموفقیت و ناامید هستم.
نباشد برق را بر حاصل روشندلان دستی
به گرد خرمنم از دور گردد خوشه چین من
هوش مصنوعی: شخصی با اشاره به دوری از خوشهچینی در خرمن، از برقی میگوید که بر حاصل روشندلان نمیتابد. به نوعی، او به این نکته اشاره میکند که گرچه دور است، اما هنوز از آنچه میبیند خوشنود است.
ز وصل آن پری هرگز نشد کام دلم شیرین
سلیمانم ولی زهر است در زیر نگین من
هوش مصنوعی: هیچگاه از دیدار آن پری کام دل من شیرین نشد، هرچند من سلیمانم، اما زهر در زیر نگین من نهفته است.
مده زین بیش بهر سجده ام درد سرای زاهد
چو صندل سوده شد بر آستان او جبین من
هوش مصنوعی: بیشتر از این، دیگر نمیتوانم برای سجدهام دردسر بکشم. پیشگاه زاهد همچون صندل نرم و لطیف شده و پیشانی من بر آستان او میخوابد.
بدیدم سیدا تا در کنار شانه زلفش را
گمانهایی که با او کرده بودم شد یقین من
هوش مصنوعی: دیدم سیدا و وقتی به کنار شانهاش نگاه کردم، گمانهایی که قبلاً درباره او داشتم، به یقین تبدیل شد.