برگردان به زبان ساده
روزگاری شد که خون از دیده تر می خوریم
در بهشت افتاده ایم و آب کوثر می خوریم
هوش مصنوعی: روزی به حالتی رسیدیم که از شدت غم، اشکهامان جاری است، در حالی که در بهشت به سر میبریم و از آب کوثر مینوشیم.
مغز اندر استخوان داریم و محنت روزیم
سنگها از هر طرف چون بسته بر سر می خوریم
هوش مصنوعی: ما در دل خود دانشی داریم، اما در زندگی روزمره با مشکلات زیادی روبرو هستیم. سنگینی و سختی این مشکلات از هر سو بر ما فشار میآورد.
ما کباب سینه بی کینه یار خودیم
باده گلگون تر از خون کبوتر می خوریم
هوش مصنوعی: ما بیهیچ کینه و دشمنی، جانمان را برای عشق و دوستی چنان شیرین میسازیم که گویی از عشق یارمان به رنگ خون کبوتر، شرابی خوش طعم و دلپذیر مینوشیم.
بسته ایم از خلق چشم و کامرانی می کنیم
شسته ایم از بحر دست و آب گوهر می خوریم
هوش مصنوعی: ما از مردم دوری میکنیم و برای خودمان خوش میگذرانیم. از دریا دور شدهایم ولی همچنان از زیباییها و لذتهای زندگی بهرهمند هستیم.
ما کجا ای خضر آب چشمه حیوان کجا
رحم بر لب تشنگی های سکندر می خوریم
هوش مصنوعی: ما کجا و تو کجایی ای خضر! جای چشمه حیات کجاست؟ به حال تشنگیهای بزرگ سکندر رحم کنیم؟
بهر شیرین بیستون را کوهکن گهواره کرد
ما چو طفلان شیر از پستان مادر می خوریم
هوش مصنوعی: برای شیرین، کوهکن بیستون را به گهواره تبدیل کرده است، اما ما مانند کودکان از شیر مادر تغذیه میکنیم.
می توان پی برد از پیشانی خورشید و ماه
پیش پاهایی که از چرخ ستمگر می خوریم
هوش مصنوعی: میتوان از نشانههای آسمانی مانند خورشید و ماه فهمید که ما تحت فشار و ظلم چرخزمانه هستیم، و این وضعیت بر زندگی ما تأثیر میگذارد.
با زبان دوستی از خلق گیریم انتقام
خوان مردم آشکارا همچو نشتر می خوریم
هوش مصنوعی: با زبانی محبتآمیز از مردم انتقام میگیریم، در حالی که آشکارا مانند تیغ به آنها آسیب میزنیم.
آب حیوان تا قیامت با خضر پیوند باد
ما شراب زندگی از دست دلبر می خوریم
هوش مصنوعی: آب حیات تا روز قیامت با خضر ارتباط دارد و ما از عشق و محبت محبوبمان، نوشیدنی حیاتبخش مینوشیم.
سیدا چون غنچه سر بر زانوی خود مانده ام
کس چه داند ما غم فردای محشر می خوریم
هوش مصنوعی: من مانند یک غنچه به زانو نشستهام و کسی نمیداند که ما چه درد و اندوهی از آیندهی محشر در دل داریم.