برگردان به زبان ساده
نگاه یار با من بر سر جنگ است می دانم
دل بی رحم او از آهن و سنگ است می دانم
هوش مصنوعی: چشم معشوق به من دشمنی میورزد و به خوبی میدانم که دل بیرحم او از جنس آهن و سنگ است.
سراغم می کند از هر کس و احوال می پرسد
سلامم می دهد این جمله نیرنگ است می دانم
هوش مصنوعی: هرکسی که از من سوال میکند و احوالم را جویا میشود، در واقع یک نوع فریب است که به خوبی متوجه میشوم.
نظر از ابروی ساقی و مطرب برنمی دارم
قد خم گشته همچون قامت چنگ است می دانم
هوش مصنوعی: من از زیبایی ابروی ساقی و نوازنده چشم برنمیدارم؛ زیرا قامت خمیدهاش همچون شکل چنگ است و من به این موضوع آگاه هستم.
مکن تکلیف سیر گلشنم ای باغبان دیگر
به دوشم این قبای نارسا تنگ است می دانم
هوش مصنوعی: ای باغبان، دیگر مرا به زحمت نینداز که این لباس نازک و کهنه برای من تنگ و نامناسب است. من میدانم که در این گلشن چه خبر است و نیازی به راهنمایی تو ندارم.
ز اهل جاه دست مطلب خود کرده ام کوته
به پای خواهشم این کفشها تنگ است می دانم
هوش مصنوعی: من از کسانی که مقام و منزلت دارند، درخواست خود را کوتاه کردهام، زیرا میدانم که این کفشها برای من تنگ است و نمیتوانم به راحتی از آنها استفاده کنم.
ز گلشن گوشه ویرانه ام ای سیدا خوشتر
نوای جغد را خالی ز آهنگ است می دانم
هوش مصنوعی: از باغی که به حالت ویرانی درآمدهام، ای آقا، صدای جغد برایم دلنشینتر است، چون میدانم این صدا خالی از هر melodie دیگری است.