برگردان به زبان ساده
شکایت نامه آن روی چون گل بود در دستم
قلم در ناله چون منقار بلبل بود در دستم
هوش مصنوعی: شکایتنامهام که همچون چهرهای زیبا و گلگون بود در دستانم بود، و قلمی که در آن مینوشتم شبیه به ناله بلبل در دامانم قرار داشت.
دماغم بود همچون نافه دلجمع از پریشانی
خوش آن شبها که همچون شانه کاکل بود در دستم
هوش مصنوعی: بینی من مانند عطر خوشی است که از دل جمع و شادابی به وجود آمده است. یاد آن شبها میکنم که موهایم به مانند شانهای در دستانم بود و غم و پریشانی را فراموش کرده بودم.
به جستجوی تو در باغ هر صبحی که می رفتم
به هر سو می دویدم دسته گل بود در دستم
هوش مصنوعی: هر صبح که به باغ میرفتم، به جستجوی تو به هر سمت میدویدم و در دستم یک دسته گل بود.
به گلشن رفته روی سبزه ها را یاد می کردم
به یاد خط رخسار تو سنبل بود در دستم
هوش مصنوعی: به باغ رفتم و در کنار چمنها به فکر تو بودم. در این میان، سنبل (گل) را در دستم گرفتم که یادآور زیبایی و نقش چهرهات بود.
به کوی گلفروشان سیدا روزی که می رفتم
بسان غنچه همیان پر از پل بود در دستم
هوش مصنوعی: روزی که به محله گلفروشان میرفتم، مانند غنچهای، در دستم کیسهای پر از گل بود.