برگردان به زبان ساده
نگاه باده پرست تو برده از هوشم
سودا سرمه چشم تو کرده خاموشم
هوش مصنوعی: نگاه محبتآمیز تو باعث شده که عقل و درک من را بگیرد و چشمهای تو مانند سرمه، مرا خاموش و ساکت کرده است.
تبسم لب تو تازه کرده داغ مرا
نمی شود نمکت سالها فراموشم
هوش مصنوعی: لبخند تو یادآور زخم عمیق من است و هیچگاه نمیتوانم آن را فراموش کنم، حتی اگر سالها بگذرد.
رسیده است رگ و ریشه ام به سنبل تو
به خدمتت ز غلامان حلقه در گوشم
هوش مصنوعی: رگ و ریشه من به تو وصل شده و از سر اطاعت به تو خدمت میکنم، من همچون غلامانی هستم که برای تو آمادهاند و در برابر تو خاضع و گوش بهزنگاند.
به یک لباس همه عمر قانعم چون سرو
قبای تازه کشیدست رخت از دوشم
هوش مصنوعی: من به یک لباس تمام عمر راضی هستم، زیرا مانند درخت سرو که همواره با پوشش تازه و زیباست، من هم از دوش خود آن را برمیدارم و به تن میکنم.
می رسیده ام و آب سرد ریخته اند
تمام آتشم اما فتاده از جوشم
هوش مصنوعی: به جایی رسیدهام که با سردی و بیاحساسی، تمام آتش و انرژیام را خاموش کردهاند، اما با این حال باز هم درونم شعلهای از شور و هیجان وجود دارد.
چو سیدا نگشایم زبان عجیب کسی
نشسته قاصد غماز در بناگوشم
هوش مصنوعی: وقتی که من صحبت نمیکنم، کسی که خبرهای رازآلود را میآورد، در گوشم نشسته و در حال نقل و انتقال پیامهاست.