برگردان به زبان ساده
نسیم صبح پیامی رساند در گوشم
که شد گل چمن انتظار آغوشم
هوش مصنوعی: نسیم صبح خبری را به من رساند که باعث شد گل چمن نماد انتظار من برای آغوش محبوب باشد.
کدام سرو مرا در کنار می آید
چو بال فاخته پرواز دارد آغوشم
هوش مصنوعی: کدام درخت بلند به من نزدیک میشود وقتی که من، همچون پرندهای آزاد، بالهای خود را برای پرواز گشودهام؟
بود ز بوی گلم کوچه باغها لبریز
از این چه سود که گلچین کند فراموشم
هوش مصنوعی: در کوچه باغها عطر گلم فضا را پر کرده است، اما چه فایده که کسی به یاد من نیست و مرا فراموش کردهاند.
به کوی عشق سبکروترم ز سایه خویش
به دامنی نرسیدست گرد پاپوشم
هوش مصنوعی: در کوی عشق، سبکبارتر و بیوزنتر از سایه خودم هستم و تا به حال به دامن کسی نرسیدهام که نگران گرد و غبار پاپوشم باشد.
به دام بی پر و بالی کشیده اند مرا
نمی کنند رها آنقدر که می کوشم
هوش مصنوعی: به دام افتادهام و هیچ راه فراری ندارم. هر چقدر هم که تلاش میکنم، باز هم نمیتوانند مرا رها کنند.
حذر ز تیر ملامت نمی کنم هرگز
لباس پاره به بر دارم و زره پوشم
هوش مصنوعی: هرگز از انتقاد و سرزنش دوری نمیکنم؛ حتی اگر لباس پارهای به تن داشته باشم و در عین حال میدانم که خودم را محافظت کردهام.
برون ز هستی خود سیدا نمی آریم
که داده است مرا دارویی که بیهوشم
هوش مصنوعی: از محدوده وجود خودم خارج نمیشویم، چرا که چیزی به من داده شده است که باعث شده بیهوش و غافل باشم.