برگردان به زبان ساده
امشب از مستی به پای خم چو خشت افتاده ام
عشرتی دارم که گویا در بهشت افتاده ام
هوش مصنوعی: امشب از شدت شادمانی و سرخوشی به طوری افتادهام که گویی در بهشتی از لذتها و خوشیها قرار دارم.
از پس آئینه می کردم تماشا عکس را
بس که دور از امتیاز خوب و زشت افتاده ام
هوش مصنوعی: در تماشا کردن عکس در آئینه، متوجه شدم که به خاطر دوری از تمایز بین خوبی و زشتی، به چه حالتی در آمدهام.
از توکل میر سید از غیب رزقم بی حساب
روزیم شد تنگ تا در فکر کشت افتاده ام
هوش مصنوعی: با اعتماد به خدا و سپردن کارها به او، روزیام بدون حساب و کتاب از غیب به من میرسد. اما اکنون که در فکر کشت و کار هستم، روزیام کم شده است.
خانه ام در فکر آن نقاش شد بتخانه یی
دیده ام تا صورت او در کنشت افتاده ام
هوش مصنوعی: من در خیالات خود، خانهای ساختهام که به زیبایی و هنر نقاشی مشبه است. چشمانم به او مینگرند و چون به صورتش در تالار عبادت نگاه میکنم، به شدت مجذوبش شدهام.
هر چه پایم کرده بود امروز دادندش جزا
سیدا اکنون به فکر سرنوشت افتاده ام
هوش مصنوعی: امروز به من درسی که او به من داده بود، پاداشش را دادند. حالا به فکر سرنوشت خودم افتادهام.