برگردان به زبان ساده
اشک چشم شبنمم در حسرت روی گلم
دست پرورد فغانم خانه زاد بلبلم
هوش مصنوعی: اشک چشم من به خاطر احساس کمبود زیبایی محبوبم ریخته میشود. صدای نالهام همچون یک بلبل است که در خانهای که به آن تعلق دارم، به خاطر همین حسرت به سر میبرد.
حاصل من نیست در ایام غیر از پیچ و تاب
در بیابان گردبادم در گلستان سنبلم
هوش مصنوعی: من در طول زندگیام جز به سرگردانی در بیابان و گرفتار شدن در مشکلات، به چیز دیگری دست نیافتهام، حتی در محیطهای خوش و خرم نیز.
زردرویی می کشم از دست خشک خویشتن
پنجه برگ خزانم شانه بی کاکلم
هوش مصنوعی: من به خاطر روحیه زرد و پژمردهام از دست خودم رنج میبرم و شانهام همچون برگهای خزان، خالی و بیحالت است.
جوش اشکم سینه بر غم می نهد افلاک را
موج سیل نوبهارم سیلیی روی پلم
هوش مصنوعی: چشمانم از اشک پر شده و عواطف من به شدت تحت تاثیر غم قرار گرفته است. این احساسات مانند سیل عظیمی به سمت آسمان سرازیر میشوند و من مانند طغیانی در حال جاری شدن هستم.
ارغوان زاریست از خون سیدا مژگان من
ملک هندم تیره بختی دیده شهر کابلم
هوش مصنوعی: درخت ارغوان به خاطر خون سیدا (یک شخصیت مهم) ناله میکند. مژگان من مانند سرزمینی به نام هند، تیره و شوم است و من گونهای بدبختی را در سرزمین کابل مشاهده میکنم.
اشک چشمم بی رخت امشب گره شد بر دلم
بوی خون می آید از لبهای خشک ساحلم
هوش مصنوعی: چشمم امشب به خاطر غمهای بیپایانم پر از اشک است و درد و بیکسی را احساس میکنم. بویی از خون به مشام میرسد که نشاندهندهی درد و زخمهاست.
گر به دریا رو نهم گرداب گردد گردباد
در چمن سازم وطن گردد بیابان منزلم
هوش مصنوعی: اگر به دریا بروم، طوفانی به پا میشود و اگر در چمن باشم، مکانی بیابانی برای زندگیام میسازم.
ماهتاب از کلبه ام چون تیره بختان بگذرد
شمع انگشت ندامت می شود در محفلم
هوش مصنوعی: وقتی که نور ماه از کلبه من عبور میکند، شمعی که نشاندهندهی پشیمانی است، در محفل من خاموش میشود.
از زمین من نمی روید گیاهی جز سپند
خوشه من برق و خرمن آه و آتش حاصلم
هوش مصنوعی: از زمین من هیچ گیاهی نمیروید جز خوشههای شگفت و درخشان. حاصل کار من هم برق و شعله و آتش است که نشان دهندهی وجود درد و رنج میباشد.
سیدا امروز زنم در بحر اهل جود نیست
می رود اکنون به خشکی کشتی دریا دلم
هوش مصنوعی: امروز در میان کسانی که بخشنده هستند، احساس تنهایی میکنم. اکنون کشتی دل من به سمت خشکی میرود و در دریا نیست.