برگردان به زبان ساده
از عدم جسم خراب و رنگ زرد آورده ام
تحفه یی امروز بهر اهل درد آورده ام
هوش مصنوعی: من از عدم و نیستی، هدیهای آوردهام که جسم فانی و رنگ زرد را در بر دارد؛ این هدیه امروز برای کسانی که در رنج و درد هستند، آوردهام.
خاطری دارم غبارآلود از رنج سفر
گردبادم پیکری در زیر گرد آورده ام
هوش مصنوعی: من خاطرهای دارم پر از غبار و رنج از سفرهایی که پشت سر گذاشتهام. بدنی دارم که زیر فشارها و مشکلات، گرد و غبار ته نشین شده است.
جانب گلشن مکن تکلیف ای بلبل مرا
نوبهارم لیک با خود آه سرد آورده ام
هوش مصنوعی: ای بلبل، به گلشن نرو و مرا به درد و مشکل نینداز. من بهارم و در این فصل سرسبزی هستم، اما با خود غم و اندوهی سنگین آوردهام.
عاجزم افتاده ام ای چرخ از من کن حذر
لشکری همراه خود بهر نبرد آورده ام
هوش مصنوعی: من به شدت ناتوان شدهام، ای گردونه، از من دوری کن! من لشکری را با خود برای جنگ به همراه آوردهام.
تکیه گاهم سیدا باشد به شاه نقشبند
خویش را در سایه این شیرمرد آورده ام
هوش مصنوعی: پناهگاه و تکیهگاهم پهلوانی از نسل سیدهاست و من خود را در حمایت و سایه این مرد شیرینکار و دلیر قرار دادهام.