برگردان به زبان ساده
در دل امشب شورشی چون صبح محشر داشتیم
بالشی زیر سر از بال سمندر داشتیم
هوش مصنوعی: امشب در دل ما شور و هیجانی بود مانند قیامت. زیر سرمان بالش نرمی بود که از پر قورباغه تهیه شده بود.
بر سر ما پیش از این سودای آزادی نبود
در قفس دل بستگی ها بود تا پر داشتیم
هوش مصنوعی: قبل از این، آرزوی آزادی برای ما وجود نداشت و تنها در قفس وابستگیها زندگی میکردیم، تا زمانی که توان پرواز داشتیم.
وانکردیم از سر زلف تمنا عقده یی
عمرها چون شانه دست خشک بر سر داشتیم
هوش مصنوعی: سالها در آرزوی محبت و گیسوانی بودیم، اما بهجای آن فقط مانند دستی خشک و بیروح بر سر خود کشیدیم و نتوانستیم به خواب و خیال خود برسیم.
بر سر مژگان ز سختی های دوران شد گره
قطره یی اشکی که ما در دیده تر داشتیم
هوش مصنوعی: در سختیهای زندگی بر روی مژگان ما گرهای از اشک نشسته که نشاندهنده احساساتی است که در چشمانمان داریم.
دست از دامان ما کوتاه کن ای گردباد
سعی ها کردیم تا خود را ز جا برداشتیم
هوش مصنوعی: ای گردباد، از دامان ما دور شو. ما تلاش کردیم که خود را از این وضعیت سخت خارج کنیم، اما نتوانستیم.
می کند تأثیر با فرزند امساک پدر
ما عبث چشم طمع بر آب گوهر داشتیم
هوش مصنوعی: این جمله به این معناست که تأثیرات و نتایج تلاشهای ما به دلیل نگهداری و صرفهجویی پدرمان، بیهوده و بیفایده است. ما بدون اینکه درستی را درک کنیم، به دنبال ثروت و زیباییهای خاصی بودیم.
سیدا در مجلس رندان لب ما تر نشد
پیش مینا ساغر خود را مکرر داشتیم
هوش مصنوعی: در مجلس دلنشین رندان، لب های ما به خاطر مینا تر نشده بود و مرتباً ساغر خود را در دست داشتیم.