برگردان به زبان ساده
گر به کف مانند گل مشت زری می داشتم
در بغل چون غنچه گلبرگ تری می داشتم
هوش مصنوعی: اگر مثل گل، مشت زری در دست داشتم و آن را در آغوش خود نگه میداشتم، مانند غنچهای بودم که گلبرگهای ترد و نرم داشت.
راه دور عشق با مقراض پا نتوان برید
قطع می کردم من این ره گر سری می داشتم
هوش مصنوعی: در اینجا شاعر به دشواریهای عشق اشاره میکند و میگوید که نمیتوان بهراحتی رابطههای عاشقانه را قطع کرد. اگر راههای سخت و دور از عشق را با قیچی یا ابزار تند برای بریدن قطع میکردم، شاید موفق نمیشدم. بهنوعی بیانگر این است که قطع کردن یک رابطه عاطفی به سادگی امکانپذیر نیست و نیاز به قدرت و اراده قوی دارد.
آب می دادند چون دریا سخن های مرا
چون صدف گر در کف خود گوهری می داشتم
هوش مصنوعی: آب همانند دریا به سخنان من ارزش میدادند و اگر گوهری در دستانم داشتم، مانند صدف آن را محفوظ نگه میکردم.
سبز شد همچون لباس خضر زنگار دلم
می شدم آئینه گر اسکندری می داشتم
هوش مصنوعی: دل من به زیبایی و طراوت درختان سبز است و اگر داشتم یک اسکندر، میتوانستم از آن حالت زیبایی به دنیا نشان دهم.
مانده ام در خانه صیاد از بی قوتی
می شکستم صد قفس را گر پری می داشتم
هوش مصنوعی: در خانهٔ صیاد ماندهام و از ناتوانی احساس شکست میکنم. اگر پرندهای داشتم، میتوانستم صد قفس را بشکنم.
می شدم شب تا سحر هنگامه آرایش چو شمع
پیش تیغش می نهادم گر سری می داشتم
هوش مصنوعی: من در شب تا بامداد مشغول زیبایی و آرایش میشدم و همچون شمع در برابر تیغش (معشوق) فروتن و خاضع بودم، اگر چه دلی میداشتم.
چشم او را سیدا همکاسه می کردم به خود
گر به کف مانند نرگس ساغری می داشتم
هوش مصنوعی: اگر چشم او را در اختیار داشتم، مانند نرگس، آن را در دست میگرفتم و با او به نوشیدن شراب میپرداختم، حتی اگر او هم به من بپیوندد.