برگردان به زبان ساده
از سر کوی تو با صد حسرت ای گل می روم
محمل خود بسته ام از بال بلبل می روم
هوش مصنوعی: از کنار تو با دل پُر از حسرت میروم، ای گل! محمل سفر خود را آماده کردهام و از سر خوشی مانند بلبل پرواز میکنم.
گلشنی بودم مرا باد خزان تاراج کرد
با دماغ خشک همچون نکهت گل می روم
هوش مصنوعی: من در میان گلها و زیباییها بودم، اما باد خزان آن را از من گرفت. حالا با حالتی غمگین و بدون شادابی به سمت نابودی میروم، مانند بویی که از گل باقیمانده است.
استقامت نیست در یکجای با دیوانگان
رخت خود پیچیده زین گلشن چو سنبل می روم
هوش مصنوعی: من در میان دیوانگان نمیتوانم بمانم و نیاز دارم که همچون گل سنبل از این گلشن بروم و به راه خود ادامه دهم.
کودکی گردد چو سنگ سرمه سد راه من
چون نگه افتاد از چشمم تغافل می روم
هوش مصنوعی: کودکی بیپناه میشود مثل سنگی که مانع راه من شده است، و وقتی که از دیدهام پنهان میشود، با بیخیالی به راهم ادامه میدهم.
زادراه خاکساران از هوا پیدا شود
گردبادم در بیابان توکل می روم
هوش مصنوعی: راه زندگی انسانهای خاکی و humble از آسمان روشن میشود، و من با اعتماد به نفس و توکل به خدا در بیابان مسیرم را ادامه میدهم.
شانه ام غیر از پریشانی مرا در بار نیست
تیره بختم در خیال زلف و کاکل می روم
هوش مصنوعی: شانهام چیزی جز بینظمی و آشفتگی ندارد و در خیال فریبی که از زلف و موهای زیبا میبینم، فقط به سمت تاریکی سرنوشت خود میروم.
جوش اشکم سیدا پامال سازد چرخ را
موج سیل نوبهارم از سر پل می روم
هوش مصنوعی: اشکهای من به قدری شدت دارد که میتواند چرخهای زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. من در مسیر زندگیام، مانند سیل نوبهار از روی پل عبور میکنم.