برگردان به زبان ساده
خبر می گوید از راز درون لبهای خاموشم
زند پهلو به روی حلقه در حلقه گوشم
هوش مصنوعی: خبر به گوش میرسد از رازهای نهانی که در لبهای خاموش من نهفته است، گویی در کنار در، به گوش من میرسد.
شدم پیر و نمی آید برون گهواره از یادم
قدم در ملک هستی تا نهادم خانه بر دوشم
هوش مصنوعی: سالها از زندگیام گذشته و در حال حاضر یادگاری از جوانی و تجربههای گذشتهام برایم باقی نمانده است. حالا به جایی رسیدهام که بار زندگی را بر دوش میکشم و به دنیا پا گذاشتهام.
قلندر مشربم یا اهل دنیا رو نمی آرم
گهی چون آئینه عریانم و گاهی نمدپوشم
هوش مصنوعی: من شخصیتی آزاد و رها دارم و به دنیا و اهل آن اهمیت نمیدهم؛ گاهی اوقات مانند آینهای عریان و بدون پوشش هستم و در مواقعی دیگر خود را با نمد میپوشانم.
سبک چون بوی گل از جامه خواب ناز برخیزم
بحمدالله که دست تربیت دور است از دوشم
هوش مصنوعی: سبک و راحت مثل بوی گل از خواب نرم و دلانگیز بیدار میشوم. خوشحالم که بار مسئولیت تربیت بر دوشم نیست.
شکفتن رفته است ای سیدا عمریست از یادم
سخن بسیار دارم بر لب و چون غنچه خاموشم
هوش مصنوعی: ای سیدا، مدتهاست که نمیتوانم سخن بگویم. در دل و لبهام حرفهای زیادی دارم، اما مثل یک غنچه، خاموش و بستهام.