برگردان به زبان ساده
در عهد ما رواج به اهل هنر نماند
امروز آبروی به لعل و گهر نماند
هوش مصنوعی: در زمان ما دیگر خبری از احترام به اهل هنر نیست و امروز دیگر اعتبار و ارزش زر و جواهر هم از بین رفته است.
پروانه رفت نشاء پرید و قدح شکست
از شمع یادگار به جز چشم تر نماند
هوش مصنوعی: پروانه از باغچه پرواز کرد و ظرف شراب شکست و از شمع یادگار تنها چشمان اشکبار باقی ماند.
از هیچ خانه یی نبرآمد صدای جود
در روزگار ما ز کریمان اثر نماند
هوش مصنوعی: صدای بخشش و کرامت در روزگار ما از هیچ خانهای شنیده نمیشود و نشانهای از انسانهای بزرگوار باقی نمانده است.
رحمی به ساکنان گلستان که می کند
ای باغبان به مرغ چمن بال و پر نماند
هوش مصنوعی: ای باغبان، به ساکنان گلستان رحم کن، زیرا مرغ چمن دیگر پر و بالی ندارد.
گردون سفله بی هنران را رواج داد
از بس که اعتبار به صاحب هنر نماند
هوش مصنوعی: آسمان پست و بیمحتوا به دلیل اینکه دیگر ارزش و احترامی برای هنرمندان باقی نمانده، به بیهنران اجازه رشد و نمود داده است.
نگرفت خون ناحق پروانه شمع را
فیضی به گریه شب و آه سحر نماند
هوش مصنوعی: پروانه به خاطر عشقش به شمع جانش را از دست داد و در این میان، نه تنها کسی به او توجه نکرد، بلکه هیچ اثری از غم یا اندوه برای او باقی نمانده است.
رفتند سیدا به صد افسوس اهل جاه
بر سر از این کلاه به جز دردسر نماند
هوش مصنوعی: سیدها با حسرت رفتند، در حالی که عدهای که خود را اهل مقام و جایگاه میدانستند، به خاطر این کلاه چیزی جز دردسر برای آنها باقی نمانده بود.