برگردان به زبان ساده
نام و نشان به دهر ز اهل کرم نماند
رقت از محیط گوهر و در ابر نم نماند
هوش مصنوعی: در دنیا از کسانی که دارای خوبی و کرامت هستند، نام و نشانی باقی نمیماند، مانند اینکه رطوبت از درون آبنبات در ابر هم نمیتواند باقی بماند.
از مردم زمانه مروت وداع کرد
با اهل روزگار به غیر از ستم نماند
هوش مصنوعی: مردم زمانه دیگر از ادب و جوانمردی خبری ندارند و در بین اهل این روزگار تنها ظلم و ستم باقی مانده است.
از باد صبح غنچه دل وا نمی شود
فیضی که بود در نفس صبحدم نماند
هوش مصنوعی: دل در صبحگاه بیدار نمیشود، چون آن نعمت و لطافتی که در هوای صبح وجود دارد، باقی نمیماند.
دریادلان شدندهمه آه بر جگر
در چشم ابر گریه و در بحر نم نماند
هوش مصنوعی: دلهای شجاع همه با آه و حسرت بر دلشان، در چشمانشان اشک به مانند باران و دریا، نم و رطوبتی وجود ندارد.
ای کاسه گدا چه صدا می کنی بلند
آوازه کرم به لب جام جم نماند
هوش مصنوعی: ای گدای کاسهبهدست، چرا اینقدر سر و صدا میکنی؟ دیگر از کرم و بخشش خبری نیست و جام جمشید خالی مانده است.
بر روی سایلان در امید بسته شد
از بس که در بساط کریمان کرم نماند
هوش مصنوعی: امیدها بر روی درخواستکنندگان بسته شد، زیرا دیگر چیزهای نیک و بخشش از دست کریمان خارج شده بود.
در کشور وجود ندیدیم اهل جود
زین جنس هم به قافله های عدم نماند
هوش مصنوعی: در این دنیا کسی را نیافتیم که بخشنده باشد، و از این نوع انسانها در دنیای نیستی هم باقی نماندهاند.
از شعر و شاعری ترسیدم به آرزو
دلبستگی مرا به دوات و قلم نماند
هوش مصنوعی: از شعر و شاعری بیمناکم، زیرا آرزوهایم باعث شده دیگر ارتباطی با دوات و قلم نداشته باشم.
باد خزان رسید و چمن را به باد داد
بر دوش سرو جامه برگ کرم نماند
هوش مصنوعی: باد پاییزی فرا رسید و چمن را با خود برد. دیگر بر روی درختان سرو، برگهای سبز باقی نمانده است.
امروز سیدا اثر از اهل جود نیست
رفتند آنچنان که نشان قدم نماند
هوش مصنوعی: امروز نشانی از اهل generosity و بخشندگی نیست. آنها رفتهاند به گونهای که حتی اثری از قدمهایشان باقی نمانده است.