برگردان به زبان ساده
مرا از طوف کویت شکوه ی در دل نمی باشد
غبارم را نظر بر دوری منزل نمی باشد
هوش مصنوعی: من از طوفان کوی تو هیچ دلشکستگی ندارم و غبار وجودم را نمیبینم که چقدر از خانهام دور شدهام.
دل مجروح مشتاق تو دارد بر جفا صبری
به خاک و خون تپیدن رسم این بسمل نمی باشد
هوش مصنوعی: دل زخمی من به شدت در انتظار توست و صبرم در برابر ظلم و ستم، به حدی است که دیگر نمیتوانم به این وضعیت ادامه دهم. دلی که به خاطر عشق به تو آسیب دیده، نباید اینگونه در عذاب باشد.
نهال سرو دارد با تهیدستی سر و برگی
دل آزاده هرگز با ثمر مایل نمی باشد
هوش مصنوعی: درخت سرو با وجود اینکه در شرایط سختی رشد میکند، همیشه به خاطر روح آزاد خود به ثمر رسیدن و میوه دادن تمایلی ندارد.
نگه دارد شبان زآفات گرگان گوسفندان را
تعدی در دیار حاکم عادل نمی باشد
هوش مصنوعی: شبانی که در سرزمین یک حاکم عادل زندگی میکند، باید از گوسفندهایش در برابر خطرهای گرگها محافظت کند و این مسئولیت، نشاندهندهی وظیفه و دقت او در محافظت است.
ندارد خانه درویزه گر زنجیر دربندی
گره چون غنچه بر پیشانی سایل نمی باشد
هوش مصنوعی: درویش اگر در قید و بند باشد، نمیتواند در خانهای آرامش یابد. به طور مشابه، مانند غنچهای که بر پیشانی کسی باشد، او نیز نمیتواند استراحت کند و آزاد باشد.
نظر بر سفره منعم ندارد مفلس قانع
ز دریا شکوه هرگز بر لب ساحل نمی باشد
هوش مصنوعی: مردی فقیر و بیپول نمیتواند به سفرهی پرنعمت دیگران نگاهی بیندازد. مانند این است که دریای بزرگی در کنار ساحل وجود داشته باشد، اما موجهایش هیچگاه به آن ساحل نرسند و فقط زیبایی آن دورنما را ببینیم.
تحمل می کند اهل رضا تحقیر گردون را
جدل با خصم کار مردم عاقل نمی باشد
هوش مصنوعی: انسانهای راضی و خرسند از سرنوشت، تحقیرها و مشکلات دنیا را تحمل میکنند، زیرا بحث و جدل با دشمنان، رفتار عاقلانهای نیست.
نگردد چون حریصان چشم گرداب از تردد پر
به جز سرگشتی این قوم را حاصل نمی باشد
هوش مصنوعی: چشمهای حسود مانند گرداب در حرکت هستند و جز سرگردانی، چیزی برای این مردم به دست نمیآورند.
نمی گردد برون گرد کسادی از دکان من
به سودای متاع من کسی مایل نمی باشد
هوش مصنوعی: هیچ کس به دکان من نمیآید و تمایلی به خرید کالاهایم ندارد.
ز کشتم روزگاری شد کف افسوس می روید
به دست خوشه چینم دانه حاصل نمی باشد
هوش مصنوعی: زمانی که من به کشت و کار پرداختم، اکنون تنها حسرت و افسوس برایم باقی مانده است. در حالی که زحمات زیادی کشیدهام، متوجه میشوم که به ثمر نشسته و محصولی برایم حاصل نشده است.
حباب از دست برد موج بی پروا چه غم دارد
کدورت از کسی در طبع دریا دل نمی باشد
هوش مصنوعی: حبابی که در اثر برخورد موج ایجاد میشود، نگران و غمگین نیست چرا که دل دریا از آسیب و کدورت کسی بیخبر است.
گشادی می شود از اهل همت بستگی ها را
گره وا کردن صاحب کرم مشکل نمی باشد
هوش مصنوعی: کسانی که عزم و اراده دارند، میتوانند مسائل و مشکلات را حل کنند و این کار برای افراد با ظرفیت و بخشنده دشوار نیست.
چو باد صبحدم دارند سودای سفر بر سر
به گلزار جهان یک سرو پا در گل نمی باشد
هوش مصنوعی: همچون بادی در سحرگاه، کسانی که آرزوی سفر دارند، به سرزمینهای جدید میاندیشند و در این میان، یک درخت سرسبز در باغ نمیتواند تمام توجه و تمرکز را به خود جلب کند.
بپا زنجیر شد یک سوزن بی رشته عیسی را
بلایی بدتر از همراه ناقابل نمی باشد
هوش مصنوعی: یک سوزن که زنجیر شده، همانند عیسی در اینجا به معنای گرفتار شدن در مشکلات و بلاهاست. مشکلاتی که بر سر راه افراد میآید، میتواند سختتر از همراهی کسی باشد که به نظر بیاهمیت میرسد.
ز دنیا سیدا ما را مرادی برنمی آید
یقین شد غیر نومیدی در این منزل نمی باشد
هوش مصنوعی: از این دنیا هیچ آرزویی برای ما برآورده نمیشود و تنها حتمی است که در این راه، جز ناامیدی چیزی برای ما وجود ندارد.