برگردان به زبان ساده
بی گفتگوی رزق مهیا نمی شود
این قفل بی زبان طلب وا نمی شود
هوش مصنوعی: بدون گفتگو و درخواست، برکت و روزی به دست نمیآید و این قفل زندگی بدون طلب و درخواست باز نمیشود.
کی می رود ز پهلوی منعم گرسنه چشم
گرداب دور از لب دریا نمی شود
هوش مصنوعی: هیچ وقت گرسنه نمیتواند از کنار انسان بخشنده و خیرخواه دور شود؛ درست مانند اینکه کسی نمیتواند از دوری به چشم دریا بیفتد.
رنگینی قبا نکند پیر را جوان
برگ خزان بهار تماشا نمی شود
هوش مصنوعی: لباس رنگارنگ کسی نمیتواند پیرهمرد را جوان کند، همچنان که برگهای خزان زیبایی بهار را نمیتوانند نشان دهند.
بیمار را غذای موافق کند نکو
بی تربیت ضعیف توانا نمی شود
هوش مصنوعی: بیمار برای بهبودی به غذایی مناسب نیاز دارد؛ بدون تربیت و توجه کافی، یک فرد ضعیف هرگز نمیتواند به قوت و توانایی دست یابد.
خلق خوش و نجابت ذاتست محترم
حنظل به رنگ و بو گل رعنا نمی شود
هوش مصنوعی: دستگاه و رفتار نیکو و نجابت در ذات انسانها محترم است؛ اما هیچگاه تلخی و زشتی درون، به زیبایی و عطر گل تبدیل نمیشود.
افتاده است نام سخا از زبان خلق
این خیمه عمرهاست که برپا نمی شود
هوش مصنوعی: سخاوت و generosity دیگر در میان مردم صحبت نمیشود. این زندگی، مانند خیمهای است که هرگز برپا نخواهد شد و به همین خاطر فرصتی برای شادابی و سرزندگی وجود ندارد.
گرداب چون صدف نشود صاحب گهر
حارص به سعی مالک دنیا نمی شود
هوش مصنوعی: چرخش و تغییراتی که در زندگی وجود دارد، مانند صدفی است که به تنهایی در دریا قرار دارد و طبیعی است که در آن، گوهر و چیز قیمتی به دست نمیآید. در عین حال، تلاش حریصانه برای بهدست آوردن دنیا و ثروت، همیشه به موفقیت نمیانجامد.
نادان به گفتگو نشود صاحب سخن
جغد از هزار آئینه گویا نمی شود
هوش مصنوعی: افراد نادان نمیتوانند با کسانی که دانا و صاحب نظر هستند، به خوبی صحبت کنند. مثل این است که جغدی هرچقدر هم که در هزار آینه دیده شود، باز نمیتواند به شکل گویا و روشنی خودش را نشان دهد.
زنجیر قفل نیست به دیوار سد راه
موج حباب مانع دریا نمی شود
هوش مصنوعی: زنجیر نمیتواند به دیوار بچسبد و در مقابل موج حباب، مانع بر سر راه دریا قرار نمیگیرد.
احرام کعبه را به تصور مکن تمام
این راه قطع بی مدد پا نمی شود
هوش مصنوعی: به تصور نیاور که تنها با پوشیدن احرام و رفتن به کعبه، میتوان به هدف رسید. این مسیر طولانی و دشوار است و بدون کمک و یاری، نمیتوان آن را طی کرد.
از بدن ها و چشم نکویی طمع مدار
کور ز مادر آمده بینا نمی شود
هوش مصنوعی: به زیباییهای ظاهری و دلرباییهای دنیوی امیدوار نباش، زیرا کسی که از ابتدا درک صحیحی ندارد، با وجود همه زیباییها نیز نمیتواند بینا و آگاه شود.
معشوق را محبت عاشق دهد رواج
یوسف چرا به کام زلیخا نمی شود
هوش مصنوعی: عشق و محبت باعث رونق معشوق میشود، اما چه طور است که یوسف به دل زلیخا نمیرسد؟
تا غنچه دهانش پر از زر نمی کنم
از هیچ باب راه سخن وا نمی شود
هوش مصنوعی: تا زمانی که لبهایش پر از طلا نشود، هیچ راهی برای گفتگو باز نمیشود.
تو برق بی مروت و من کشت بی ثمر
آخر میان ما و تو سودا نمی شود
هوش مصنوعی: تو همچون برق بدون رحمت و من مثل زراعتی هستم که ثمری ندارد. در نهایت، بین ما و تو هیچ توافقی برقرار نخواهد شد.
رخسار خود دریغ مدار از نگاه ما
از باغ میوه کم به تماشا نمی شود
هوش مصنوعی: این بیت اشاره دارد به اینکه زیبایی و چهره خود را از نگاه ما پنهان نکن، زیرا دیدن زیبایی های تو برای ما همانند تماشای میوه های باغ است که از آن لذت میبریم.
دلگیر نیست سینه ام از آه سیدا
مجنون غبار خاطر صحرا نمی شود
هوش مصنوعی: دل من از آه و نالههای مجنون ناراحت نیست. غبار و یاد گذشته، دل را پریشان نمیکند.