برگردان به زبان ساده
چو بیرون از چمن آن سرو یکتا گرد می آید
به دامن گیریی او بوی گل چون گرد می آید
هوش مصنوعی: وقتی آن سرو بینظیر از باغ خارج میشود، بویی شبیه به گل با خود همراه دارد که مانند گرد و غبار پراکنده میشود.
چو دزدان کرده خود را شمع در فانوس زندانی
مگر در بزم رندان آن مه شبگرد می آید
هوش مصنوعی: انسانهایی که مانند دزدان هستند، خود را در قفس همچون شمعی در فانوس زندانی کردهاند و فقط در مجالس خوشگذران، آن ماه شبگرد میآید و به آنها سر میزند.
به احسان داد حاتم دشمن خود را سرافرازی
به خصم خود مروت ساختن از مرد می آید
هوش مصنوعی: حاتم طایی به دشمنش نیکی کرد و او را سرافراز کرد. این نشاندهندهی انسانیت و بزرگواری است که حتی در برابر دشمن هم میتوان با احترام و نیکی رفتار کرد.
کدامین غنچه در گلزار می سازد مسیحای
که از گلهای باغ امروز بوی درد می آید
هوش مصنوعی: کدامین گل در باغ دلنشین به وجود میآید که عطرش نشاندهندهی آلام و رنجهای امروز است؟
نگه از گوشه چشمان او مستانه می خیزد
برای پرسش دلهای غم پرورد می آید
هوش مصنوعی: نگاهی از گوشه چشم او به طرز دلربایی بلند میشود تا دلهای پر از غم را به پرسش وادار کند.
خزان آورده در صحن چمن پیغام نومیدی
نسیم از بوستان بیرون به آه سرد می آید
هوش مصنوعی: بهار به پایان رسیده و پاییز در باغ خبر از ناامیدی میآورد. نسیم که از باغ میآید، به آرامی و با حس غم و دلتنگی، سردی خود را حس میکند.
بکش پای از طمع ای سیدا با کهربا بنگر
که در پیش پر کاهی به رنگ زرد می آید
هوش مصنوعی: از طمع و آرزوهای بیهوده فاصله بگیر، ای بزرگوار. به دقت نگاه کن که چگونه یک پر کوچک به رنگ زرد در برابر تو ظاهر میشود.