برگردان به زبان ساده
دوران تمام گشت اثر بر فلک نماند
شد داغ کهنه و به نمکدان نمک نماند
هوش مصنوعی: زمان به پایان رسید و تأثیر آن بر آسمان باقی نماند. زخم و عذاب قدیمی، مانند نمکی که در نمکدان باقی نمیماند، محو شد.
از چشم زرشناس بصارت وداع کرد
امروز امتیاز به سنگ محک نماند
هوش مصنوعی: امروز دیگر قدرت تشخیص و بینایی از چشمان زیبای زرشناس رخت بربسته و دیگر چیزی برای ارزیابی و سنجش نمانده است.
برکنده ام ز پست و بلند جهان امید
از کوه لاله رفت و به دریا سمک نماند
هوش مصنوعی: من از دنیا و حوادث آن جدا شدهام و امیدم از کوه لاله رفته و دریا خالی از ماهی شده است.
کوتاه کرد سبزه زبان از حدیث آب
از نیش خواهشی به لب جوی ارگ نماند
هوش مصنوعی: سبزه به خاطر آب، حرفش را کوتاه کرده و در لب جوی، خواهشی باقی نمانده است.
محراب همچو شیخ در آمد به جستجوی
آسایشی که بود به ملک و ملک نماند
هوش مصنوعی: محراب، به مانند یک شیخ، به دنبال آرامشی میگردد که در دنیا وجود داشت، ولی حالا دیگر در دسترس نیست.
رفتیم بهر دیدن ارباب جاه دوش
در چشم انتظاریی ما مردمک نماند
هوش مصنوعی: ما برای دیدن بزرگانی که در مقام و جاهشان مشهورند، رفتیم و در این انتظار، چشمانمان به شدت خسته و بیرمق شده است.
ما را ز حرص اهل طمع نفس کشته شد
از دست این گروه در این شهر سگ نماند
هوش مصنوعی: ما به خاطر حرص و طمع دیگران آسیب دیدهایم و از دست این گروه، در این شهر دیگر حتی سگی هم باقی نمانده است.
ای سیدا شکست مرا سد آرزو
اکنون برای آمد یأجوج شک نماند
هوش مصنوعی: ای آقا، آرزوهایم را نابود کردی و اکنون دیگر هیچ تردیدی در آمدن یأجوج و مأجوج نیست.