برگردان به زبان ساده
بی تو امشب ساغر و پیمانه ام در جنگ بود
می به کام شیشه ام چون در فلاخن سنگ بود
هوش مصنوعی: امشب بدون تو، جام و لیوان من در حال نبرد هستند. شرابی که در شیشهام است، مانند سنگی است که در فلاخن قرار دارد.
بر چراغ خانه ام هر دم نفس می شد گره
وقت همچون غنچه گل بر چراغم تنگ بود
هوش مصنوعی: هر لحظه از نفس کشیدنم، چراغ خانهام خاموش میشد و در زمانی که مثل غنچه گل، فضا برای رشد و شکوفایی محدود بود، بر چراغم فشار زیادی احساس میکردم.
ساغر عیشم به آب کهربا می شست روی
برگ گلزار نشاطم با خزان یکرنگ بود
هوش مصنوعی: کاسهی سرور و شادیام را با آب عطرآگینی میشستم و حال خوشم در برگهای گلستان با فصل خزان هماهنگ بود.
پرده گوش من از قانون گرانی می کشید
ناله مطرب ندانم در کدام آهنگ بود
هوش مصنوعی: گوش من از شدت احساس، صدای دلنشین نوازنده را میشنید، اما نمیدانستم این ناله در کدام ملودی و آهنگ است.
از نگاهم تا سحر چون اشک آتش می پرید
همچو شبنم خواب آسایش به چشمم تنگ بود
هوش مصنوعی: از لحظهای که بیدار شدم تا صبح، اشکهای آتشین از چشمم میریخت. خواب آرامش در چشمانم بسیار کم بود و به سختی میتوانستم آن را تجربه کنم.
چین کلفت را نمی برد از جبینم موج می
دست روشنگر رخ آئینه ام را زنگ بود
هوش مصنوعی: خط چین عمیقی که بر پیشانیام نشسته، نمیتواند مرا از آن داراییام منحرف کند. آن موج دست که با روشنیاش، چهرهام را نشان میدهد، باعث نمیشود که تصویر من در آیینه کدر و زنگزده باشد.
سیدا اکنون شکفتن از بهارم رفته است
باغبان گلشنم زین بیش آب و رنگ بود
هوش مصنوعی: اکنون بهار به من شادابی نمیدهد و باغبان گلستان من دیگر به من رسیدگی نمیکند، چرا که فقط جنبههای ظاهری باقی مانده است.