برگردان به زبان ساده
در گلستان سایه تازان قامت رعنا فتاد
سرو را چون بید مجنون لرزه بر اعضا فتاد
هوش مصنوعی: در باغ، با زیبایی و شکوه، دختری ظریف و دلربا نمایان شد و قامتش چنان بود که در برابر سرو، آن درخت بلند و استوار، قرار گرفت. ناگاه، حالتی از شگفتی و ناآرامی به درخت دست داد و به نحوی به لرزه افتاد، گویی که تحت تأثیر زیبایی او دچار اضطراب شده است.
خیرگاه حاتم طایی که بر پا کرده بود
حیف در ایام این بی دولتان از پا فتاد
هوش مصنوعی: خیرات و بخششهای حاتم طایی که او به دیگران میکرد، در روزگار این بیدولتها و بیقدرتها نابود شده و از بین رفته است.
ساغر خود چون حباب از تشنگی بردم به بحر
آن هم از دستم جدا گردید و بر دریا فتاد
هوش مصنوعی: پیالهام را مثل حباب از تشنگی به دریا بردم، اما همانطور که نزدیک شدم، از دستم slipped و به دریا افتاد.
شد دهانم خشک تا آمد مرا آبی به چشم
تا لب نانی به دست افتاد دندان ها فتاد
هوش مصنوعی: چنان دهانم خشک شده بود که منتظر بودم به چشمم آبی بریزد و تا به دستم نانی برسد، دندانهایم هم ریختند و از بین رفتند.
بزم آخر گشت و از میخانه آثاری نماند
کار ساقی این زمان بر ساغر و مینا فتاد
هوش مصنوعی: مراسم به پایان رسید و دیگر نشانی از میخانه باقی نمانده است. در این لحظه، کار ساقی بر ساغر و مینا افتاده و به سراغ آنها رفته است.
سیدا بیرون نیاید گردباد از پیچ و تاب
می کند سرگشته دوران هر که در صحرا فتاد
هوش مصنوعی: گردباد به سادگی از میان پیچ و خمها بیرون نمیآید و هر کس که در بیابان بماند و سردرگم شود، تحت تأثیر زمان و سرنوشت قرار میگیرد.