برگردان به زبان ساده
چو تیغ در کمر آن رشک آفتاب کند
دلم چو ذره تپد خونم اضطراب کند
هوش مصنوعی: وقتی که آن دلربا مانند تیغ در کمر خود میدرخشد، دل من مانند ذرهای میلرزد و خونم پر از اضطراب میشود.
رخ تو آئینه را دیده پر آب کند
قدت به جلوه زمین را در اضطراب کند
هوش مصنوعی: چهرهی تو باعث میشود که آیینه پر از آب شود و قد و قامت تو، زمین را در حالت بیقراری و اضطراب قرار میدهد.
چرا به کشتن عشاق سعی می سازی
ندیده ایم کسی ملک خود خراب کند
هوش مصنوعی: چرا میکوشی که دلباختگان را از پا درآوری؟ ما هرگز ندیدهایم کسی عمداً سرزمین خود را ویران کند.
ستمگر تو که چشمت دل من از مستی
هلاک سازد و آویزد و کباب کند
هوش مصنوعی: چشمان تو چنان قدرتی دارند که دل من را در مستی تباه میکنند و به شدت میسوزانند.
بهشت را طلبش در نظر نمی آرد
کسی که با تو شبی سیر ماهتاب کند
هوش مصنوعی: هیچکس در پی بهشت نمیگردد وقتی که شب را با تو و زیر نور ماه سپری کند.
شکست در صف دلهای سرکشان افتد
گهی که غمزه تو پای در رکاب کند
هوش مصنوعی: زمانی که نگاه دلربای تو به سمت کسی بیفتد، دلهای سرکش و مغرور به راحتی خواهند شکست.
به لوح سینه خود نقش بستم ابرویت
کسی که بیت نکو یافت انتخاب کند
هوش مصنوعی: در دل خود تصویری از زیبایی ابرویت را نقش کردهام؛ کسی که شعر خوب و دلنشینی را میخواهد، باید تو را انتخاب کند.
حرارتی به خود ای سیدا نمی بینم
مروتی مگر امروز آفتاب کند
هوش مصنوعی: ای آقا، من هیچگونه گرمایی در خود احساس نمیکنم، مگر اینکه امروز آفتاب بتابد و به من رو کند.