برگردان به زبان ساده
به سیر گل مگر آن شوخ گلگون پوش می آید
صدای دورباش از بلبلان در گوش می آید
هوش مصنوعی: در باغ، گل زیبایی که لباس قرمز به تن دارد، به آرامی نزدیک میشود و صدای دور بلبلها در گوشم شنیده میشود.
ز می پر کرده چشم او ز مستی سرمه دان ها را
که در میخانه هر کس می رود خاموش می آید
هوش مصنوعی: چشمان او از نوشیدن شراب پر شده، به شکلی که سرمهدانها را به خود جلب کردهاند. در میخانه، هر کسی که وارد میشود، به آرامی و بدون سر و صدا میآید.
ز دست بی ثباتی لاله در دل داغ ها دارد
برای رفتن خود زاد ره بر دوش می آید
هوش مصنوعی: عشق مانند لاله است که به خاطر داغهایی که در دل دارد، بیثبات و در حال نوسان است. برای رفتن و راهیابی به مقصد خود، بار سنگین احساسات را بر دوش میکشد.
کجا ای شمع امشب کرده بودی گرم صحبت را
تصور می کنم مغز سرم در جوش می آید
هوش مصنوعی: کجا هستی ای شمع؟ امشب چقدر خوب صحبت میکردی. من الان در فکر تو هستم و دلم پر از هیجان و احساسات درهم است.
فلک عمریست جام الوداع آورده در گردش
ز هر جانب به گوشم بانگ نوشانوش می آید
هوش مصنوعی: زمان زیادی است که دنیا به من پیغام وداع میدهد و از هر سو صدای نوشیدن شراب به گوشم میرسد.
به زور ای سیدا آن شوخ را در خانه آوردم
به صد محنت کمان را تیر در آغوش می آید
هوش مصنوعی: با تلاش و زحمت بسیار، آن دلبر را به خانه آوردم و همچون تیری که در کمان قرار میگیرد، به سختی به هم پیوستیم.