برگردان به زبان ساده
در گلستان بیتو اشک از چشم بلبل میچکد
رنگ و بو میگردد و آب از رخ گل میچکد
هوش مصنوعی: در باغی که تو در آن حضور نداری، بلبل به شدت اندوهگین است و اشکش بر روی گلها میریزد. رنگ و عطر گلها تغییر میکند و آب از چهره گلها سرازیر میشود.
مرغ دل را کشتهای امروز پنهان کردهای
خون این صید از دم تیغ تغافل میچکد
هوش مصنوعی: امروز دل من را از بین بردهای و خون این شکار به طور پنهانی از تیغ بیتوجهیات میچکد.
زلف مرطوب که امشب داده آبت ای نسیم
شبنم آشفتگی از شاخ سنبل میچکد
هوش مصنوعی: امشب نسیم، زلف خیس را به زمین آورده و از شاخ سنبل، قطرههای شفاف آبی بریزید.
از تردد پا کشیدن حج اکبر کردن است
آب زمزم از لب جام توکل میچکد
هوش مصنوعی: کنارهگیری از رفت و آمد و مشغلههای روزمره، به معنای رسیدن به مقام عالی و برتری است. در این حالت، ایمان و توکل به خدا همچون آب زلالی است که از لبهای گوارا میچکد.
از دهان خامه هر شب سیدا آب سیاه
تا سحر در حسرت آن زلف و کاکل میچکد
هوش مصنوعی: هر شب از دهان قلم سیدا، آب سیاهی میچکد تا صبح، در حالی که در حسرت زلف و موهای اوست.