برگردان به زبان ساده
شبی که بر سرم آن سبزپوش می آید
صدای مقدم خضرم به گوش می آید
هوش مصنوعی: شبی که آن شخص با لباس سبز به سراغ من میآید، صدای آمدن خضر به گوشم میرسد.
به یاد زلف و رخش گلشن از گل و سنبل
قبا دریده سلاسل به دوش می آید
هوش مصنوعی: یاد زلف و چهرهات مرا به یاد بهشت میاندازد؛ مانند گلی که در شکوفاییاش میدرخشد و زنجیرها را به دوش میکشد.
ندا کنند به مسجد مؤذنان هر صبح
حذر کنید که آن باده نوش می آید
هوش مصنوعی: هر صبح مؤذنان در مسجد اعلام میکنند که احتیاط کنید، زیرا آن شراب (عشق و معرفت) در حال آمدن است.
که رفته است به گلشن که عندلیب امروز
خموش می رود و در خروش می آید
هوش مصنوعی: کسی به باغ رفته است که امروز بلبل ساکت است و گاهی هم با صدای بلند میآید.
فغان ماتمیان بزرگان غافل را
صدای ناله کبکی به گوش می آید
هوش مصنوعی: ناله و فغان افرادی که در سوگ هستند، به گوش میرسد و این صدا مانند نالهی کبکی است که در بین بزرگانی که به بیخبری غافلاند، منتشر میشود.
تو باده می خوری و من کباب می گردم
تو می کشی و مرا خون به جوش می آید
هوش مصنوعی: تو در حال نوشیدن شراب هستی و من در حال کباب کردن غذا. تو با کارهایت مرا به هیجان میآوری و خونم به جوش میآید.
به روز مرگ دل از خواب می شود بیدار
کسی که می رود از خود به هوش می آید
هوش مصنوعی: در روز مرگ، دل انسان از خواب خود بیدار میشود و کسی که در این مسیر حرکت میکند، به خودآگاهی میرسد.
چرا به خون نه نشینم چو سیدا امروز
که گل به داغ پی گلفروش می آید
هوش مصنوعی: چرا امروز به خاطر درد و غم گلی که به یاد فروشندهاش به خاک افتاده، گریه نکنم؟