برگردان به زبان ساده
لاله رویی آمد و آتش به داغم کرد و رفت
خار در پیراهن گلهای باغم کرد و رفت
هوش مصنوعی: دختری زیبا مثل لاله آمد و قلبم را با عشقش ملتهب کرد و سپس رفت. همچنین، گلی که در باغم بود، خوراک خارهایی شد که به من آسیب زدند و آن هم رفت.
از نسیم وصل او چون گل دماغم تازه بوست
خشک سالی ناامید بنده غم کرد و رفت
هوش مصنوعی: وقتی نسیم ملاقات او به مشامم میرسد، مانند گلی سرشار از تازگی و شادابی میشوم. ولی آن خشکسالی و ناامیدی، مرا در غم فرو برد و رفت.
پرتو مهتاب را از کلبه ام افگند دور
روغن بی التفاتی در چراغم کرد و رفت
هوش مصنوعی: نور ماه را از کلبهام پراکنده کرد و روغن چراغم را بیتوجهی رها کرد و رفت.
خیربادش ریخت بر زخم دلم مشت نمک
سوده الماس را مرهم به داغم کرد و رفت
هوش مصنوعی: خیر او بر زخم دلم مثل نمک پاشیده شد، مثل الماس که بر درد من مرهم گذاشت و سپس رفت.
از می وصلش دماغم بود باغ دلگشا
آمد ایام خزان تاراج با غم کرد و رفت
هوش مصنوعی: از شراب وصالش، روح و نشاط من مانند باغی پر از گل و سرزندگی بود. اما اکنون در زمان خزان، این سرمستی و شادی با غم و اندوه مورد تاراج قرار گرفت و رفت.
می دهد بوی گلم خاصیت باد سموم
بس که همچون گرد سیر کوچه باغم کرد و رفت
هوش مصنوعی: عطر گلم را به همراه دارد و بوی آن در فضا پخش شده است، اما طوفان غبارآلودی باعث شده که مانند بوی سیر، بوی آن در کوچه و باغ پراکنده شود و بعد از آن ناپدید گردد.
پرده فانوس را همچون پر پروانه سوخت
باد صرصر را همآغوش چراغم کرد و رفت
هوش مصنوعی: باد سرد و تند مانند پر پروانه، پرده چراغ را سوزاند و به دور از نور آن رفت.
سیدا سر در گریبان برده بودم غنچه وار
چون نسیم صبحدم آمد سراغم کرد و رفت
هوش مصنوعی: من به حالت غمگینی و درونگرا به سرم بچرخیدم، مانند غنچهای که در خواب است. اما هنگامی که نسیم صبح آمد، به من نزدیک شد و گذشت.