برگردان به زبان ساده
آن شوخ اگر نمایدش از دور پشت دست
در پیش او نهد به زمین حور پشت دست
هوش مصنوعی: اگر آن دلبر شوخ از دور به من نگاه کند، دستم را به نشانهی احترام بر زمین میگذارم و به او ادای احترام میکنم.
خوردم هزار نیش و نشد نوش حاصلم
تا کی نهم به خانه زنبور پشت دست
هوش مصنوعی: من هزاران زخم را تحمل کردم و هیچ نتیجهای نگرفتم؛ تا کی باید به کندن عسل از لانه زنبور امیدوار باشم؟
بر سایلان کریم حقارت نمی کند
دهقان نمی زند به صف مور پشت دست
هوش مصنوعی: در اینجا گفته شده که شخصی بزرگ و با کرامت هرگز به دیگران توهین نمیکند و مانند دهقان که به صف موران بیاعتناست، خود را درگیر مسائل پست و حقیر نمیکند. به عبارتی، انسانهای با منزلت و ارزش، به چیزهای کوچک و بیاهمیت توجه نمیکنند و از نظرشان فراتر از این مسائل هستند.
سیلی خورد طبیب ز بر و از نبض من
داغم زند به مرهم کافور پشت دست
هوش مصنوعی: طبیب از شدت درد من تحت فشار قرار گرفته و به درد من واکنش نشان میدهد، به طوری که داغی که از نبض من احساس میکند را بر روی دارویش حس میکند.
حق گوی را کسی نتواند خموش کرد
کاری نکرد بر لب منصور پشت دست
هوش مصنوعی: کسی نمیتواند فردی حقگو را ساکت کند، حتی اگر کار سختی را کرده باشد و در برابر فشارها ایستادگی کند.
داری مسیح تا ید بیضا در آستین
پنهان مساز از من رنجور پشت دست
هوش مصنوعی: تو که قدرتهای بزرگی داری، مانند معجزه مسیح، نباید از من رنجور و آسیبپذیر دوری کنی و این قدرت را پنهان کنی.
ای سیدا ز جود صدایی نشد بلند
چندان زدم به چینی فغفور پشت دست
هوش مصنوعی: ای آقا، از generosity تو صدا و صدایی بلند نشد. من به شدت تلاش کردم ولی به جایی نرسیدم.