برگردان به زبان ساده
شمعم و پیوسته در رگهای جانم آتش است
در دهانم موج آب و بر زبانم آتش است
هوش مصنوعی: من مانند شمعی هستم که همیشه در درونم آتش میسوزد. در حالی که در دهانم حس تازگی و سرزندگی وجود دارد، بر زبانم شعلههای آتش شعلهور است.
ظالمان از بی کسی ویرانه ام را سوختند
جغدم از بی خان و مانی آشیانم آتش است
هوش مصنوعی: ظالمان با بیکسی من را نابود کردند و حالا جغد، به خاطر نداشتن سرپناه، خانهام را به آتش کشیده است.
بلبلم اما مقام دلنشینم گلخن است
سبزه ام خاکستر است و بوستانم آتش است
هوش مصنوعی: بلبل عاشق هستم، اما فضایی که در آن قرار دارم، دلپذیر نیست. در حالی که من سبزه هستم، در واقع تنها خاکستر شدهام و محیط周دارانم هم آتشین و نابودکننده است.
از سر کوی بتان رخت سفر تا بسته ام
محمل من گرد باد و کاروانم آتش است
هوش مصنوعی: از سر کوی معشوقان، من برای سفر آماده شدهام. بار و بنهام را بستهام، اما حال من همچون گردبادی پرآشوب است و کاروانم در حال سوختن و آتشسوزیست.
ای که با من می کنی سودا به خود اندیشه کن
در بساطم دود آه و بر دکانم آتش است
هوش مصنوعی: ای کسی که با من در حال معاملهای، به فکر خودت باش. در زندگیام تنها درد و غم وجود دارد و در کنار من، فقط شعلههای آتش میسوزد.
صحبت من بی می و بی مطرب امشب در گرفت
خانه روشن می کنم تا میهمانم آتش است
هوش مصنوعی: امشب صحبت من بدون شراب و نوازنده به جریان افتاده است، پس خانه را روشن میکنم تا میهمانانم شعلهور شوند.
نیست دلسوزی به ملک سینه من غیر داغ
سیدا امروز یار مهربانم آتش است
هوش مصنوعی: هیچکس در این دنیا جز داغ غم آقایم، دلسوزی برای قلب من ندارد. امروز، یار مهربانم آتش است.