برگردان به زبان ساده
دلبر سوداگر من عزم کابل کرده است
داغم از اعضا چو شاخ ارغوان گل کرده است
هوش مصنوعی: عشق من که تاجر است، به سفر کابل رفته و من از درد فراق او مانند شاخهای از درخت ارغوان پژمرده و اندوهگین هستم.
می برد آغوشم از حسرت ز جا چون برگ گل
محمل خود را مگر از بال بلبل کرده است
هوش مصنوعی: آغوشم به شدت دلتنگی و آرزو مرا از جایی که هستم میبرد، مانند برگی که در دامن گل قرار گرفته است. شاید این حالت از سر و صدای پرندهای ناشی شده است که در حال آواز خواندن است.
بهر قتلم کرده با او خونم انشا نامه یی
بر کمر بربسته شمشیر و تغافل کرده است
هوش مصنوعی: به خاطر اینکه او مرا کشته، من نیز برای انتقام خود نامهای نوشتهام. او شمشیر به کمر بسته و بیتوجهی کرده است.
از پریشان روزگاری ها نمی آیم برون
خاطر آشفته ام بیعت به سنبل کرده است
هوش مصنوعی: از آشفتگیهای زندگی نمیتوانم بیرون بیایم، زیرا دل ناراحتم به عشق سنبل (یک نوع گل) بسته است.
خیر بادش سیدا کردم نوید وصل داد
می شود معلوم در رفتن تأمل کرده است
هوش مصنوعی: با آرزوی خوشبختی برای او، خبر امیدبخش وصل را به او دادم. حال مشخص میشود که او در رفتن خود تردید کرده است.