برگردان به زبان ساده
همره اغیار آن گل سر به صحرا کرد و رفت
آتش داغ مرا چون لاله بالا کرد و رفت
هوش مصنوعی: گلی که در میان دیگران بود، به صحرا رفت و ترک کرد. آتش عشق من را مانند لاله از زمین بلند کرد و او نیز رفت.
مدتی چون سرو بودم پای بست یک زمین
تند بادی آمد از یکسوی بیجا کرد و رفت
هوش مصنوعی: مدتی به مانند سرو، مقاوم و استوار ایستاده بودم، اما ناگهان بادی تند از سمتی نامناسب وزید و مرا از جا کند و به جای دیگری برد.
می کشد سوی زمین هند بخت تیره ام
خاکمالم بس که چون نقش کف پا کرد و رفت
هوش مصنوعی: سرنوشت ناخوشایند من به سوی زمین هند میبرد، چنان که مانند اثر پایم بر خاک مانده، در نتیجه از شدت این وضعیت مثل خاک زده شدم و به زمین افتادم.
در غم او برق بر من گوشه چشمی نمود
آتشی در خرمن گلهای رعنا کرد و رفت
هوش مصنوعی: در غم او، نگاهی سریع و چشمانش مانند صاعقه بر من افتاد و با همان نگاه، آتشسوزی در میان گلهای زیبا به وجود آورد و سپس از آنجا رفت.
در غم او منزلی باشد خراب از سیل اشک
خانه ما را حباب روی دریا کرد و رفت
هوش مصنوعی: در اندوه او، خانه ما به حالتی خراب درآمد. اشکهای ما همچون سیل روان شده و بهگونهای آن را تغییر داده که اکنون مانند حبابی روی دریا به نظر میرسد و دیگر رفت.
سعی خوبان گر نباشد بیشتر از عاشقان
یوسف از کنعان چرا قصد زلیخا کرد و رفت
هوش مصنوعی: اگر تلاش نیکان بیشتر از عاشقان یوسف نیست، پس چرا او از سرزمین کنعان به سوی زلیخا رفت؟
سیدا آخر شود چون خط گریبان گیر او
این جفاهایی که آن گل در حق ما کرد و رفت
هوش مصنوعی: نتیجه کارها و ظلمهایی که آن محبوب در حق ما انجام داد، به زودی به خود او خواهد رسید و در نهایت دچار مشکلات و گرفتاری خواهد شد.