برگردان به زبان ساده
خال او در بند آن زلف چو شست افتاده است
مژده باد ای دل که دزد من به دست افتاده است
هوش مصنوعی: خال او که در میان آن موهای پیچ در پیچش است، مانند اثر انگشت به وضوح نمایان است. ای دل، خوشحال باش که دزد عاشقم، بالاخره به چنگم افتاده است.
بر سرش خورشید همچون ذره می آید به رقص
هر که درین کوی همچون خاک پست افتاده است
هوش مصنوعی: خورشید بر سر او مانند ذرهای در حال رقص است، و این برای کسی است که در این کوچه به حالتی پایین و بیارزش افتاده است.
از در میخانه تا آن شوخ چشم من گذشت
ساغر از خود رفته است و شیشه مست افتاده است
هوش مصنوعی: از در میخانه تا آنجا که محبوب چشمنوازم است، جام شراب از من گذشته و شیشهای که پر از شراب است، به روی زمین افتاده است.
از ته دل سوخته بر حال من همچون کباب
دیده هر کس که با آن می پرست افتاده است
هوش مصنوعی: از دل سوختهام، هر کسی که مرا ببیند مانند کبابی است که بر آتش افتاده باشد.
خصم چون از خانه خیزد سیدا باشد بلا
زلف او را بنگر از خط صد شکست افتاده است
هوش مصنوعی: وقتی دشمن از خانه بیرون میآید، بلا به دنبال او میآید. به زلف او نگاه کن؛ نشان از شکست و زخمهای زیادی دارد.