برگردان به زبان ساده
بر لب بغیر ناله که دمساز مانده است
از دوریت بما چه دگر باز مانده است
هوش مصنوعی: تنها صدای نالهای از او بر لبم مانده و از دوریات چه چیزی دیگر برای من باقی نمانده است.
آمد خزان عمر و هوای چمن بجاست
پر رفته است و حسرت پرواز مانده است
هوش مصنوعی: فصل پاییز عمر فرارسیده و دیگر زمان خوشی و شادابی در طبیعت وجود ندارد. پرندهها مهاجرت کردهاند و فقط حسرت پرواز و آزادی برای ما باقی مانده است.
چون دل زید به پنجه مژگان او که صید
سالم کجا بچنگن شهباز مانده است
هوش مصنوعی: زمانی که دل به زیباییهای چشمان او میافتد، باید بدانیم که شکار سالمی در قفس شهبازها باقی نمانده است.
دارم ز دیر و کعبه بدل رو که این در است
در عشق اگر دری بر خم باز مانده است
هوش مصنوعی: دارم از گذشته و مکانهای مقدس دور میشوم، چون تنها در عشق است که این در، که حالا باز مانده، اهمیت دارد.
کردم بباغ نالهای و تا ابد مرا
از شوق غنچه گوش بر آواز مانده است
هوش مصنوعی: در باغ، من نالهای سر دادم و تا ابد به خاطر شوقی که داشتم، گوشم به صدای غنچهها باقی مانده است.
جز من که در دلم غمت افسرده پاکرا
در خانه سیلخانه برانداز مانده است
هوش مصنوعی: غير از من که غم تو را در دل دارم، احساس میکنم که در خانهام از شدت اندوه و طغیان احساساتی برانگیخته شده است.
مشتاق را ز عشق بود بوی گل کجا
پنهان بزیر پرده غماز مانده است
هوش مصنوعی: عاشق به خاطر عشقش، بوی گل را حس میکند. این بو زیر پردهای پنهان شده و بهنوعی به رفتارهای دیگران اشاره دارد.