برگردان به زبان ساده
زد قدم هرکس به گیتی پیشه دیگر گرفت
وقت رندی خوش که در دیر آمد و ساغر گرفت
هوش مصنوعی: هر کس که وارد زندگی دنیا شد، به فعالیت و شغف جدیدی روی آورد. زمانی که تحت تأثیر حال و هوای شاد قرار بگیرد، به مشاهده و لذت بردن از زندگی میپردازد و از خوشیهای آن بهره میبرد.
در هوای گلشن آن مرغ به خاک افتادهام
کاتشم از گرم پروازی به بال و پر گرفت
هوش مصنوعی: در فضایی زیبا و دلنشین، من همچون پرندهای که بر زمین افتاده، احساس میکنم. آرزو داشتم از دلبستگیها و مشکلات رهایی یابم و به ارتفاعات اوج بپروازم.
جور کمتر کن مبین کوتاه دستم را که هست
عاجز اما میتواند دامن داور گرفت
هوش مصنوعی: لطفاً کمتر به من سخت بگیر و به ناتوانیام توجه نکن، زیرا حتی اگر ضعیف هستم، میتوانم کمک و حمایت خداوند را از خود بگیرم.
نیست در عالم جوانمردی چو پیر میفروش
کو بر من می ز زاهد خرقه و دفتر گرفت
هوش مصنوعی: در این دنیا هیچ جوانمردی مانند پیر فروشنده شراب نیست که از زاهد، جام شراب و دفترش را گرفته است.
در خرابات مغان کی زیردست غم شویم
تا ز دستی میتواند دست ما ساغر گرفت
هوش مصنوعی: در میخانهی مغان، هرگز زیر دست غم نخواهیم رفت، چرا که تنها با دست خود میتوانیم جام می را از دیگران بگیریم و از آن لذت ببریم.
هیچکس لب تا دم مردن نبست از حرف عشق
این حکایت را بپایان چون رساند از سر گرفت
هوش مصنوعی: هیچکس تا مرز مرگ از عشق سخن نگفته و هیچکس نتوانسته این داستان را به پایان برساند، زیرا با یادآوری عشق، دوباره زندگی آغاز میشود.
شعلهگر از ازل از آه گرمی برنخاست
آسمان بهر چه یارب رنگ خاکستر گرفت
هوش مصنوعی: شعلهای که از ابتدا وجود داشته، هیچ وقت از حسرت و آه خود گرم نشده است. حالا آسمان چرا رنگ خاکستر به خود گرفته؟
آه گرمی بر لب مشتاق دوش از دل رسید
رفت تا در خود کشد دم پای تا سر درگرفت
هوش مصنوعی: نالهای عمیق از دل عاشق برخاست و تا دمی بر لبان او نشست، سپس به درون خود بازگشت و همه وجودش را در بر گرفت.