برگردان به زبان ساده
ز ناز هرگزت از من اگر سئوالی نیست
بدین خوشم که بدل از منت ملالی نیست
هوش مصنوعی: اگر از عشق و محبت من سئوالی نداری، خوشحالم که نیازی به منت و زحمت نیست و از این موضوع هیچ ناراحتی ندارم.
اگر بخاک نیفتم ز آشیان چکنم
مراکه قوت پرواز هست و بالی نیست
هوش مصنوعی: اگر نتوانم به پایین بیفتم و از منزل خود دور شوم، چه کار کنم؟ زیرا من قدرت پرواز دارم اما بال ندارم.
مجو نشاط طبیعت ز محفلی کانجا
میانه دو نگه گفتگوی حالی نیست
هوش مصنوعی: در اینجا به این نکته اشاره شده که نباید از طبیعت و شادابی آن، از یک محفل یا جمعی که در آنجا هستیم، انتظار داشته باشیم. زیرا در این مکان، بین دو نگاه یا دو نفر، گفتگویی از حال و احوال وجود ندارد. به عبارت دیگر، فضای جمع به اندازهای جدی و بیروح است که نمیتوان از آن انتظار شادابی و نشاط داشت.
کی آن ز حال سیهبخت عشق آگاه است
که تیرهروز ز سودای خط و خالی نیست
هوش مصنوعی: چه کسی از حال بد و سیاهبختی عشق آگاه است، وقتی که دلنوازیهای تاریک و بیخبر از عشق درونش نمیتواند افکارش را رها کند؟
مجو ز بلبل دستان سرای عشق نوا
در آن ریاض که مرغ ضعیف نالی نیست
هوش مصنوعی: به دنبال صدای عشق همچون بلبل نباش، چرا که در این باغ جایی برای ناله و رنجکشیدن پرندهای ضعیف وجود ندارد.
چه داند آنچه به پیرانه سرکشم از عشق
کسیکه شیفته طفل خوردسالی نیست
هوش مصنوعی: کسی که در سنین کودکی عاشق نشده، نمیتواند درک کند که در دوران پیری چه احساساتی به سر آدم میآید.
زند بخرمن هستی گر آتشم چه عجب
مزاج سرکش او را که اعتدالی نیست
هوش مصنوعی: زندگی در دل وجود انسان مانند آتش است؛ اگر در دنیای پر از هیجان و صعود و نزول قرار بگیرد، چه جای تعجب دارد که روح سرکش او هرگز به آرامش و اعتدال نمیرسد؟
ز وصل یار وگر فال میزنی مشتاق
بگوبگو که ازین به خجسته فالی نیست
هوش مصنوعی: اگر با معشوق وصل شدهای یا در حال گرفتن فال هستی، پس از دل بگو که دیگر از این پس فال خوشی نخواهد بود.