برگردان به زبان ساده
بهر چه ز پرده برنمیآیی
کز لطف به چشم درنمیآیی
هوش مصنوعی: هر چیزی که از پرده پنهان هستی و به چشم نمیخورد، به دلیل لطف و مهربانی توست که نمایان نمیشود.
پنهانی و آشکار میبینم
پیدایی و در نظر نمیآیی
هوش مصنوعی: میبینم که تو در جاهای مختلف حضور داری، هم در نهان و هم در آشکارا، اما نمیتوانم تو را به طور واضح و مشخص ببینم.
از کف ندهم چو عمر دامانت
دانم چو روی دگر نمیآیی
هوش مصنوعی: نمیخواهم این عمر را از دست بدهم، چون میدانم هرگز دوباره به سراغم نخواهی آمد.
ز آن مانده تهی ز سروت آغوشم
کز سرکشیم به سر نمیآیی
هوش مصنوعی: آغوشم از محبت و ثروت خالی شده است و به خاطر طغیانی که در دل دارم، نمیتوانی به سوی من بیایی.
کامم چو نمیدهی بود یکسان
گر میآیی و گر نمیآیی
هوش مصنوعی: اگر نمیخواهی به خواستهام پاسخ مثبت بدهی، فرق نمیکند که بیایی یا نیایی، یا به عبارتی دیگر، برای من فرقی نمیکند که تو در کنارم باشی یا نباشی.
از صول توأم چه سود گر خویشم
ناساخته بیخبر نمیآیی
هوش مصنوعی: اگر تو با من همنفس نیستی و حال مرا نمیدانی، چه فایدهای دارد که از اصول و قواعد تو پیروی کنم؟
مشتاق نمیروی به کوی او
یک ره که به چشم تر نمیآیی
هوش مصنوعی: علاقهمند نیستی که حتی یک بار به کوچهاش بروی، چون نمیخواهی با چشمان پر از اشکش روبهرو شوی.