برگردان به زبان ساده
سرای دیدهام منزلگه جانانه بایستی
درین خاتم نگین آن گوهر یکدانه بایستی
هوش مصنوعی: چشمهای من مکانی است که باید روح در آن ساکن باشد، در این حلقه، باید آن جواهر بینظیر وجود داشته باشد.
بکویت خانهای بهر من دیوانه بایستی
ولی آنهم ز سیل اشک من ویرانه بایستی
هوش مصنوعی: برای منی که دیوانهام، باید خانهای بسازی، اما آن خانه نیز باید به خاطر سیل اشکهای من خراب و ویران شود.
من زآن سان که با او آشنا بیگانه از عالم
بمن او آشنا وز عالمی بیگانه بایستی
هوش مصنوعی: دوستی من با او به اندازهای عمیق است که احساس میکنم از دنیا جدا هستم. از سوی دیگر، او برایم آشناست و در حالی که به او نزدیکم، از دنیای خارج بیخبرم.
ندیده شادی وصلت غم هجران کشم تا کی
تهی زین زهر و پرزان بادهام پیمانه بایستی
هوش مصنوعی: من تا چه زمانی باید غم جدایی را تحمل کنم و شادی وصالت را نچشم؟ در حالی که این پیمانهی پر از شراب به من نیاز دارد و من پر از زهر و درد هستم.
مرا در بیضه بود ار بود فارغ بالی کانجا
نه جستوجوی آب و نه سراغ دیوانه بایستی
هوش مصنوعی: اگر در جایی باشم که احساس آرامش داشته باشم، نیازی به جستوجو برای آب یا در پی یافتن کسی دیوانه نیست.
دل من از تو مخزون و دل اهل هوس خرم
ز لطف و قهرت این آباد آن ویرانه بایستی
هوش مصنوعی: دل من پر از عشق و محبت به توست، در حالی که دل افرادی که در پی لذتهای دنیوی هستند از خوبی و بدیهای تو شاد و غمگین میشود. تو باعث آبادانی و ویرانی این دو حالت عاطفی هستی.
شود سنک ره ما کفر و دین تا کی به کوی او
رهی پیدا میان کعبه و بتخانه بایستی
هوش مصنوعی: ما در مسیر خود با چالشهای زیادی روبرو هستیم که هم میتواند باعث بیدینی و هم دینداری شود. تا چه زمانی میتوان به دنبال او گشت؟ همچنان باید در میان کعبه و بتخانه به راه خود ادامه دهیم.