برگردان به زبان ساده
مگو عشاق را وقتی دلی بود
کجا دل عقده بس مشکلی بود
هوش مصنوعی: از عشق و احساسات عاشقان نگو، زیرا زمانی که دلی وجود داشت، مشکلات و پیچیدگیهای زیادی در آن دل وجود داشت.
دلم دانسته در دام تو افتاد
تو پنداری که صید غافلی بود
هوش مصنوعی: دل من به طرز آگاهانهای به دام تو افتاده، اما تو فکر میکنی که شکارچی غافل و بیخبر هستی.
بخاک از عشق بردم آن حکایت
کزو آرایش هر محفلی بود
هوش مصنوعی: من از عشق، داستانی را به خاک سپردم که زینت هر محفل و مجلس بود.
بگردابی که عشق افکند و کشتم
چه شد کز دور پیدا ساحلی بود
هوش مصنوعی: در میان گردابی که عشق آن را به وجود آورد و مرا نابود کرد، چه بر سر ساحلی که از دور به نظر میرسید آمده است؟
درین ره شد نشانم گو خوش آندم
که گردم از قفای محفلی بود
هوش مصنوعی: در این مسیر، نشانهای از خودم میسازم و خوشا به حالم که از پشت سر یک جمع، به جلو میروم.
پس از مرگم سر این نکته مشتاق
گشودند ار چه کار مشکلی بود
هوش مصنوعی: بعد از مرگم به این مسأله توجه کردند، هرچند کار سختی بود.
که دنیا و درو بود آنچه جز عشق
خیالی و خیال باطلی بود
هوش مصنوعی: آنچه در دنیا وجود دارد، جز عشق واقعی و تصورات نادرست، چیز دیگری نیست.