برگردان به زبان ساده
زحی لیلی از ناز بیرون نیاید
ورآید بسر وقت مجنون نیاید
هوش مصنوعی: اگر لیلی از ناز خود بیرون نیاید، مجنون هرگز نمیتواند در زمان مناسب به او برسد.
نگهداری کس ز گردون نیاید
که ضبط می از جام وارون نیاید
هوش مصنوعی: هیچ انسانی نمیتواند از سرنوشت و تقدیر جلوگیری کند و همانطور که نمیتوان میگساری را از جام وارونه نوشید، نمیتوان مانع از آن شد که تقدیر بر سر آدمی بیفتد.
گرفتم نگریم ز جور تو اما
نه زخمیست زخمم کز و خون نیاید
هوش مصنوعی: من تصمیم گرفتم به خاطر ظلم تو گریه نکنم، اما زخم من آنچنان عمیق است که حتی از آن خون نمیریزد.
کسیرا که عشق تو دیوانه سازد
علاجش ز عقل فلاطون نیاید
هوش مصنوعی: کسی که عشق تو او را دیوانه کرده باشد، حتی بهترین راه حلهای عقلانی نیز نمیتواند برایش کمکی کند.
بت ماست لیلی نژادی که هرگز
بپرسیدن حال مجنون نیاید
هوش مصنوعی: عشق ما همان لیلی است که هیچگاه حال مجنون را نمیپرسد و به او توجهی ندارد.
شبی بیتو ممکن نباشد که شهری
ز سیل سرشگم بهامون نیاید
هوش مصنوعی: شب بدون تو ممکن نیست، چرا که در شهر من، اشکهایم مانند سیل جاری میشوند و آرامش را از من میگیرند.
ترا دارم از چرخ یاری چه جویم
که آنچه از تو آید ز گردون نیاید
هوش مصنوعی: من تو را دارم و از چرخ و روزگار چیزی نمیخواهم، چرا که آنچه از تو به من برسد، دیگر از آسمان نیاید.
چه نسبت بهم فیض عشق و خرد را
که کار می ناب ز افیون نیاید
هوش مصنوعی: عشق و خرد هر کدام به نوعی به زندگی معنای عمیقتری میبخشند. اما کار و نتیجه واقعی فقط از چیزهای ناب و خالص ناشی میشود و از مواد و وابستگیهای ناچیز و بیارزش به وجود نمیآید.
چنان شد حصاری هم آتش که آهم
که بیرون شراری ز کانون نیاید
هوش مصنوعی: به گونهای شد که هم آتش و هم حصار در هم آمیختند، به طوری که آه من بیرون نمیآید و از کانون آتش شعلهای نمیتراود.
چه سودم ز وصلت که از سرکشیها
در آغوشم آنقد موزون نیاید
هوش مصنوعی: چه فایدهای دارد به وصال محبوب برسم اگر او در آغوشم آرام و بدون تلاطم نباشد؟
چسان مفلس عشق کام از تو گیرد
که این کار از گنج قارون نیاید
هوش مصنوعی: چگونه یک انسان فقیر در عشق میتواند از تو بهرهمند شود، در حالی که این عمل از ثروت زیاد نیز ساخته نیست؟
ز کوی تو چون طایر تیر خورده
که آید که غلطیده در خون نیاید
هوش مصنوعی: از کوی تو مانند پرندهای مجروح میآیم که نمیتواند در خون خود غلت بزند و بیافتد.
نشد از جفای تو مشتاق یکشب
بکویت رود شاد و محزون نیاید
هوش مصنوعی: نمیتوانم به خاطر بیمهری تو، یک شب هم با شوق به سوی تو بیایم، نه شاد و نه غمگین.