برگردان به زبان ساده
چو شمعم کشت و آسوده ز آه شعله بار خود
جز این نبود گر آخر یاریای دیدم ز یار خود
هوش مصنوعی: من همچون شمعی هستم که به خاطر آتش وجودش سوزانده میشود و جز این چیزی برای من باقی نمانده است. اگر در آخرین لحظات خود یاری از محبوب خود ببینم، خوشحال میشوم.
به خون خود ز تیرش غلتم و شادم به امیدی
که آید آن شکارافکن به سر وقت شکار خود
هوش مصنوعی: من از تیر او زخمی شدهام و با این حال شادم، به خاطر این که امیدوارم آن کسی که شکار را بهدست میآورد، به موقع و به دنبال هدفش بیاید.
بس است امیدگاه من جفا ترسم بدل سازی
به ناامیدی امید دل امیدوار خود
هوش مصنوعی: دیگر امید نداشته باشم، از اینکه با خیانتهای مکرر ناامید شوم میترسم. امیدوارم که قلبم نیز به ناامیدی دچار نشود.
ز تاراج خزانم نیست پروا خاربن باشم
چه گل در باردارم تا بلرزم بر بهار خود
هوش مصنوعی: از آسیبها و سختیهای پاییز نگران نیستم، زیرا همچنان که درخت خاربن میتواند در باروری خود گل بیاورد، من نیز در دوران سختی بهار خود را در دل دارم و منتظرم تا به آن زمان برسم و شکوفا شوم.
منم مشتاق از سودای زلف او سیهروزی
که نشناسم ز هم از تیرگی لیل و نهار خود
هوش مصنوعی: من عاشق موی او هستم و به خاطر این عشق، روزها و شبها برایم تیره و تار است؛ به طوری که حتی نمیتوانم تفکیک کنم که چه زمانی روز است و چه زمانی شب.