برگردان به زبان ساده
چه شود که اهل جهان به کسی ز تف غم او شرری نرسد
که به سوز دل پر از آتش ما رسد او جز او دگری نرسد
هوش مصنوعی: چه میشود اگر اهل دنیا کسی از غم او ناراحت نشود، در حالی که آتش دل پر از سوز ما به کسی جز او نمیرسد؟
نروم به چه سان ز ولایت تو ز جفای برون ز نهایت تو
که ز گوشه چشم عنایت تو من غمزده را نظری نرسد
هوش مصنوعی: به کجا بروم وقتی که به خاطر بیرحمیهای بیرونی نمیتوانم از محبت تو فرار کنم؟ چون از گوشه چشم تو که نگاه رحمتت را به من میدهد، من غمزده و ناراحت نمیتوانم به کسی نگاه کنم.
به حَدیقه وصل تو پیر و جوان همه را شده خون ز دو دیده روان
که درخت پرثمر است و از آن به ثمرطلبان ثمری نرسد
هوش مصنوعی: در باغ وصال تو، همه افراد از پیر و جوان، اشکهاشان جاریست و نابوده شدهاند. درختی پرثمر وجود دارد، اما هیچیک از طالبین ثمر نمیتوانند به آن رسند.
نه به نالهام از ستمت بر کس نه به بادیهام به فقان چو جرس
من خسته غمت به تو گویم و بس که به درد دلم دگری نرسد
هوش مصنوعی: من نه به خاطر ظلم تو به دیگران شکایت میکنم و نه در بیابان به فریاد میآیم؛ فقط غم تو را به خودت میگویم. چون هیچکس جز تو نمیتواند به درد دل من گوش دهد.
شده قسمت ما چو فسردهدلان خنکی ز بس از دم سرد جهان
شود آتش ار همه کون و مکان به سمندری شرری نرسد
هوش مصنوعی: سرنوشت ما به گونهای شده که مانند دلهای غمگین، در زندگی سرد و بیحالت به خنکی رسیدهایم. ولی اگر این سردی ادامه پیدا کند، ممکن است آتش زندگی ما شعلهور شود، گویی که اگر روحی پرانرژی به زندگیامان نرسد، دچار نابودی خواهیم شد.
تو که جور تو آمده بر دل ما همه راحت جان نبود عجبی
که رسد پی هم ز تو سنگ جفا و به شیشه ما خطری نرسد
هوش مصنوعی: تو که با رفتار و ستمگریات، دل همه ما را رنجاندهای، آیا جای تعجب است که از تو، بدی و سختی به ما برسد، در حالی که آسیبپذیری ما کمتر شده است؟